زیرسایهمرگ

#زیرسایه_مرگ

part:2

از روی زمین بلند شدم و به سمت ماشین رفتم توی همین حین بودم که صدای زنگ گوشیم بلند شد.
آروم از جیبم دراوردمش که اسم«مامان» روی صفحه گوشی نمایان شد.
دستمو روی صفحه گوشی کشیدم و جواب دادم.

م جونگ‌کوک:آخه پسره خیره سر نمیتونی زود تر جواب بدی نمیدونی چقدر نگرانت شدم آخه کجایی که صبح تا حالا زنگ میزنم جواب نمیدی؟
از موقعی که این پرونده......

دستمو لای موهام کشیدم و لب زدم:مامان من....

م جونگ‌کوک:مامانو زهر مار بذار حرفم تموم بشه بعد شروع کن به وز وز کردن.
از موقعی که دور این پرونده کوفتی هستی یادت رفته مامانی اصلا داری!

جونگ‌کوک: مامان تو خودت می‌دونی که سه ساله برای این پرونده وقت گذاشتم و دارم
کم کم موفق میشم!

م جونگ‌کوک:اگه داشتی موفق میشدی میدونستی قاتل لیندا کدوم بی پدریه
سه ساله منو بابات منتظریم تا قاتل پیدا بشه ولی کو کجاست؟
میدونم میخوای بدونی قاتل خواهرت کیه میدونم داری برای پیدا کردنش خیلی تلاش میکنی ولی اگه دیدی یه جایی کم آوردی دیگه بس کن تا الان حتی بهترین مامور های پلیس هم نتونستن پیداش کنن!
پسرم ما چه پیداش کنیم چه نکنیم خواهرت دیگه برنمی‌گرده، پس به فکر زندگی خودت باش و این کارو کنار بذار و یه زندگی آروم رو شروع کن.
فکر نکنم دیگه چیزی برای گفتن مونده باشه من فقط می‌خوام تو در امان باشی.
تصمیم با خودته من فقط نگرانتم.
فکر کنم بد موقع بهت زنگ زدم فعلا خداحافظ مواظب خودت باش!

جونگ‌کوک:توهم همینطور مامان.
گوشی رو توی جیبم گذاشتم و به ماشین تکیه دادم.
شاید مامان راست می‌گفت تلاش من هیچ فایده ای نداره!

ادامه دارد...............
دیدگاه ها (۰)

#زیرسایه_مرگpart:3دستمو لای موهام کشیدم و به هانا که داشت به...

#زیرسایه_مرگpart:4آروم دستشو روی بدن ظریف دخترک کشید ولب زد:...

#زیرسایه_مرگpart:1روی زمین خم شدم و آروم چاقویی که به خون آغ...

«زیرسایه مرگ»شخصیت های اصلی:جئون جونگ کوک ــ کیم تهیونگ شخصی...

رمان عشق و نفرت پارت۱۱جونگ کوک:آره آت بعد از حرف جونگ کوک لب...

#why_himpart:92آروم از سرویس درومدم و به تهی زل زدم.تهی:خب چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط