{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p3
کم کم بوی تمشک شیرینش تو کل کلاس پخش شد.
+ ا..استاد... من میتونم یه چند لحظه برم بیرون؟
جونگکوک‌ فهمید چه اتفاقی افتاده، نمی‌خواست امگا رو معذب کنه اما حس کرد لازمه چیزی یاد آوری کنه.
- کیم، ضد هیت همیشه تو دفتر معلم ها پیدا میشه. اینو میدونی، نه؟
+ تهیونگ که هالَش به صورتی ( خجالت ) تغییر کرده بود سر تکون داد.
حقیقت این بود که تهیونگ نمیدونست دفتر معلم ها کجاست.
تا حالا نرفته بود.. جیمین این رو میدونست. اما وقتی تهیونگ هیچی راجب دفتر معلم ها نپرسید فکر کرد تهیونگ میدونه چی کار می‌کنه.
۴ دقیقه گذشته بود.
گون شیک دستش رو بالا برد و پرسید
- اجازه، میتونم برم دستشویی؟
+ می‌دونی که سر کلاس من نمیشه.
ـ این بار ضروریه
- برو و سریع برگرد.
جونگکوک هوفی کشید و گفت
۱۰ دقیقه گذشته بود و تهیونگ هنوز برنگشته بود.
ـ کیم هنوز برنگشته؟ گون شیک هم؟
جونگکوک پرسید.
جیمین فکر کرد باید دست به کار بشه.
+ استاد تهیونگ نمیدونه دفتر معلما کجاست
جونگکوک ابرویی بالا انداخت.
- مگه میشه؟
+ تاحالا نرفته دفتر معلما.
جونگکوک لباساش رو درست کرد و از کلاس خارج شد
دیدگاه ها (۵)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p4تهیونگ بین راهروها پرسه می‌زد. نمیدونست دفتر ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p5ـ یعنی داری میگی این امگای کوچولوی بامزه دستت...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p2- بشین سر جات. هی هوانگ، بیا اینو برام حل کن....

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p1۶ صبح بود. کم کم نور خورشید از لای پنجره ها ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p9حل کردن اون سوال به شنیدن این حرف از زبون جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط