{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمانآخرین کیفر

نام رمان:آخرین کیفر
نویسنده:مژگان رضایی راد
ژانر: عاشقانه
pdfتعداد صفحات :۴۰۹
خلاصه:عشقی که عقل را از تصمیم ها خط می زند و عاشقی که زندگی اش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می شود و لجوجانه چشم می بندد بر اشتباهاتش.
آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود.
زمانی چشم‌ می‌گشاید که نه راه پیش دارد و نه راه پس.
و تقاص پس می دهد، آخرین کیفر…
دانلود رمان آخرین کیفر نودهشتیا

میان دست و پا زدن های زندگی عطر وجود خاطرات، لذت شیرینی های گذشته را زیر زبانت زنده می کند. اما افسوس که تلخی، شیرینی زندگیات را مکیده است. و این تلخ می کند کامت را بر هم می زند باور هایت را و از بین می برد رویاهایت را…! “بسم تعالی” آیه آخر را خواندم. _وقت داره میگذره افسون. ب*و*سهای بر کلامالله مجید زدم و بر روی طاقچه کوچک خانه گذاشتمش. نگاهم به ساعت دیواری کشیده شد، تیک تاک عقربههای ثانیه
شمار، هماهنگ با تکان خوردن پاندول بود.

از هماهنگی ساعت اخمهایم در هم فرو رفتند و استرس سر تا پایم را فرا گرفت به این قسمت ماجرا فکر نکرده بودم، مثل همیشه رعشه به جانم افتاده بود. اما باز هم طبق این مدت، صدای پدرم بود که مرا تشویق به انجام کارم می کرد. _نکنه پشیمون شدی؟ سر برگرداندم و با تردید به چهرهی مردانهای که موهای جو گندمی احاطهاش کرده بودند چشم دوختم. _می ترسم بابا، از عاقبت این کار میترسم.
گامهای استوارش به سویم برداشته شدند و دست نوازشگر و پر محبت پدرانهاش

بر روی شانهام نشست. _گرفتن حق ترس نداره! از حق نداشتهام سرم تیر کشید، پلکهایم را بر هم فشردم و افکارم را پس زدم، افکاری که پیله کرده بودند در ذهنم و قصد پروانه شدن هم نداشتند، آنقدر میماندند که یا من بشکنم، یا زندگیام! زندگی که با دستهای خودم به فاجعهای عظیم تبدیلش کرده بودم. دستی روی شکمم کشیدم، حسش نمیکردم. نگاهم روی انگشت نشانم خشک شد
آب دهانم را به سختی قورت دادم،

کاش زمان به عقب بر میگشت، کاش توان گفتن اشتباهاتم را داشتم، کاش زندگی آنقدر بی رحم نبود. خاطرات در ذهنم جان گرفتند و یاد و خاطرم را بالاجبار به گذشتهها کشاندند



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d9%81%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

نام رمان:دلی نمونده بشکنینویسنده:مینا طبیب زادهژانر: عاشقانه...

نام رمان:من عشق را سروده امنویسنده:الف صادژانر: عاشقانهpdfتع...

کتاب ملت عشق در ترکیه بیش از ۵۰۰ بار به چاپ رسیده و توانسته ...

چمدانش را بر زمین نهاد و شالِ پیچیده دوِر گردنش را اندکی آزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط