{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵۱

پارت ۵۱
#دیانا
یهو گوشی ارسلان زنگ خورد
فهمیدم رضاعه
#ارسلان
گوشیم زنگ خورد رضا بود
ر. ارسی دیانا خوبه؟
ا. اول سلام اره خوبه خداروشکر .
ر. اها چی بود
ا. غش کرده ( نمیخاد بدونن سکنه قلبی کرده
ر‌. اها کی میاین؟
ا. فردا صبح
ر. بش مراقب خودتون باشید
ا. چشم
پایان مکالمه
د‌ . خب ارسیم گوشیمو میدی
ا. بش
دیانا سرش ت گوشیش بود
داشت با یکی چت می‌کرد
#دیانا
داشتم با نیکا درباره چیز شخصی چت میکردیم یهو ارسلان گوشی خاست بگیره
د. ن ارسلان
ا. گوشی بده ببینم
د. ن
ا. بده
د. شخصیه
ا. میدی یا
د. بیا اه
#ارسلان
دیدم با نیکا چت کردن
ا. هوف بیا
د. مسی
دیدگاه ها (۶)

سناریو بونتن پارت ۷

گل خونی پارت 44تهیونگ نوشت اگر جرعت داری به جونگکوک دست بزن ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟎~وای نه شما کجا بودین سه ساعت داشتیم دنبا...

دو پارتی غمیگن از کوکو...پارت ۲ و اخر

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط