{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رویای تو پارت

رویای تو :) پارت ۲۸


اوه بیخیال پسر خاله ! بیا کدورت هارو کنار بزاریم
هوسوک گفت و از پله ها بالا اومد
گذشته ها گذشته تهیونگا . فراموششون کن
به لحنش تشویق اضافه کرد
جوری رفتار می‌کرد که انگار با یه بچه داره حرف میزنه
- انقدر احمق نیستم که بهت اعتماد کنم !
تهیونگ که تحملش تموم شده بود با لحن کوبنده ای گفت و به جونگ کوک علامت داد جوری که هوسوک متوجهش نشد و خواست به سمت تهیونگ قدم برداره که دست چپش از پشت کشیده شد و برعکس روی زمین افتاد
جونگ کوک دستش رو بیشتر چرخوند و تلاش هوسوک برای داد نزدنش نابود شد
تهیونگ کنار صورتش زانو شد و با فشار فکش رو توی دستش گرفت و به سمت خودش چرخوند و با نگاه سرد و بی روحش به چشماش نگاه کرد
- خیلی زود شکست خوردی ..
پوزخند پر تمسخری زد و کامل کرد
- پسر خاله !
با هدست تک گوشی که توی گوشش بود اعلام کرد
_ زود باشین
چند لحظه افرادی که معلوم بود زیر دستای تهیونگ ان وارد شدن و با دستور جونگ کوک تمام محموله هارو بیرون بردن
_ دیگه مزاحمم نشو ..!
با لحن ترسناکی خطاب به هوسوک گفت و فکش رو با فشار رها کرد و از ساختمان خارج شد ...

ادامه دارد ..
--------------------------------------------------------
پارت جدید تقدیم به نگاه زیباتون ✨️
امیدوارم خوشتون بیاد ♡ نظرتون برام ارزشمنده پس کامنت کنین ⛓️♥️
دیدگاه ها (۱۰)

رویای تو :) پارت ۲۹ " سلام ؟"قدم های آروم و سنگینش رو روی زم...

رویای تو :) پارت ۲۷پوشش روی کارتن ها رو کنار دز و برای لحظه ...

رویای تو :) پارت ۲۶با لگد محکمی در رو با صدا باز کرد و اول خ...

black flower(p,346)

part28 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات بین من و یک مرد دیگه نشسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط