{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه دوست در يك اتومبيل به مسافرت مي رفتند و متاسفانه يك تص

سه دوست در يك اتومبيل به مسافرت مي رفتند و متاسفانه يك تصادف مرگبار باعث شد كه هر سه كشته شوند. هنگامي كه روحشان در جهان ديگري بود فرشته ايي رو به آن سه دوست كرد و پرسيد:يك سوال! الان كه هر سه مردين و خانواده و دوستان در حال تشييع بدن هاتون هستن دوست دارين در مورد شما چه بگن؟
اولي گفت"دوست دارم بگن كه من جز بهترين پزشكان زمان خود بودم و مرد بسيار خوب و عزيزي براي خانواده ام!
دومي گفت:دوست دارم بگن كه من جز بهترين معلم هاي زمان خود بودم و تونستم اثر بزرگي روي آدم هاي نسل بعد خودم بذارم!
سومي گفت:دوست دارم بگن:نگاه كن؛داره تكون مي خوره؛مثل اينكه زنده ست!!!
دیدگاه ها (۱)

عیممم...به چاتی پاتی عکس نقاشیمو دادم که تبدیلش کنه به انیمی...

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

قسمت ۶

سه دوست در يك اتومبيل به مسافرت مي رفتند و متاسفانه يك تصادف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط