اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی

part65

(ویو ا.ت)
وقتی روی صندلی عقب نشستم جونگکوک کاری بهم نداشت...عجیبه!قبلا میگفت که راننده شخصی من نیست ولی الان کاری بهم نداشت ، زیاد بهش فکر نکردم . رسوندم خونه وقتی میخواستم پیاده بشم با حرفش وایسادم
جونگکوک : فردا شب تولد جیوو ئه دیر نکنی
ا.ت : نگران نباش میام
و از ماشین پیاده شدم و رفتم داخل جونگکوک هم رفت
[پرش زمانی به فرداشب]
(ویو ا.ت)
همون لباسی که جونگکوک بهم گفت بخرم رو پوشیدم یه لباس سیاه که بدن نماست و پاهام رو معلوم‌ میکرد ، تاکسی گرفتم و رفتم عمارت ، از تاکسی پیاده شدم و رفتم داخل همه بودن و با تم مشکی و سفید تزئین شده بود دنبال جیوو گشتم اما پیداش نکردم بیخیال شدم و روی یکی از مبل ها نشستم یکی از خدمتکارا اومد و یه لیوان الـ.کل بهم داد منم ازش خوردم داشتم همینجور به جمعیت نگاه میکردم که یک مردی اومد و پیشم نشست دقیقا کنارم فقط چند سانتی متر روی مبل باهام فاصله داشت
...: چطوری خانوم خوشگله؟میتونم باهاتون آشنا بشم فکر کنم جایی شما رو ندیده باشم
پوزخندی زدم و بهش نگاه کردم
ا.ت اگه بگم نه بی ادبی به حساب میشه؟
...: تقریبا
ا.ت : ببخشید اما من با مردهای غریبه که نمیشناسم دوست نمیشم
...: اوهوم
ا.ت : قشنگ معلومه که چه چیزی تو سرتونه
بهم نزدیکتر شد
...:واقعا؟پس بیا و کاری که میگم رو انجام بده وگرنه...
ا.ت: وگرنه چی؟میخوای به زور ببریم توی اتاقت؟خیلی خشن رفتار میکنی من هرگز با مردای خشن نمیرم توی رابطه
...:نگران نباش ووی تخت باهات مثل ملکه ها رفتار میکنم
بلند شد ، دستم رو گرفت و کشید منم باهاش بلند شدم و دستم رو کشیدم اما ولم نمیکرد
ا.ت : ولم کن
...: بیا بریم تو اتاق بهت گفتم پشیمون نمیشی
محکم تر دستم رو کشیدم
ا.ت : گفتم ولم کن
یهو یه مردی دست اینیکی مرده که میخواست بهن دست درازی کنه رو گرفت و هلش داد اون طرف به مرده نگاهی انداخت
مین سو!!چطوری اومده اینجا؟!!
برگشت سمتم و نگاهی بهم انداخت
مین سو : خوبی؟
...
ادامه دارد🦋🕸
دیدگاه ها (۳)

اسم : بازیگران زندگیpart66(ویو ا.ت)مین سو : خوبی؟ا.ت : آره خ...

ادامه پارت ۶۶(ویو ا.ت)جیوو : میشه همراهیم کنید؟لبخندی بهش زد...

Part64

اسم : بازیگران زندگیpart63(ویو ا.ت)خانوم : خب اخرین مرحله......

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط