{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶۶

پارت ۶۶


پرش زمانی ///

* رسیده بودم عمارت و کیان رفته بود عمارت خودش *

* در و که باز کردم بقیه منتظر بودن *.

رزت : بابا! میلی! کالیکس! ابیل!

* میلی لقبیه که روی کامیلان گذاشتم *

کلود: رزت خوش برگشتی

رزت : ممنون!

کالیکس : خوبی؟

رزت : عالیم

کامیلان : امتحانات رو چطور دادی؟

رزت : خوب بودن

ابیل : آفرین

* بابام موهامو نوازش کرد *

کلود: آفرین!

رزت : هههه

کالیکس : هی رزت....

رزت : هوم؟

کلود : در مورد اون دختره

رزت : مایا؟

ابیل : اذیتت که نمیکنه؟

رزت : نه چیزی نیست

کامیلان : واقعا؟

رزت : آره

کلود : اگه اذیتت کرد بگو

رزت : باشه

* وسایلمو بردم تو اتاقم و رو تختم دراز کشیدم یه کم بعد بلند شدم و رفتم پایین برای ناهار*
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۶۷ * داشتم تو باغ قدم میزدم که چشمم افتاد به یه درخت *ر...

پارت ۶۵پرش زمانی//**از دید رزت *** داخل اتاقم نشسته بودیم و ...

پارت ۶۴* رفتم لباسامو عوض کردم و بقیه رفتیم سر کلاس*استاد : ...

پارت ۲۷ پرش زمانی **رزت : صبح بخیر کالیکس : صبح بخیر کامیلان...

پارت ۱۲ *همینطوری داشتیم قدم میزیم که *کامیلان : هی ابیل بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط