پارت
پارت ۴۸
* یهو رنگش تغیر کرد *
رزت : عه! بهم گفته بود رنگش عوض میشه ولی تاحالا ندیدم
* در حال فکر کردن بودم که *
ابیل : هی رزت
رزت : بله؟
ابیل : میخوای بریم بیرون؟
رزت : اوم بقیه هم میان؟
ابیل :آره ولی بابا خوابه
رزت : باشه بذار موهامو خشک کنم میام
ابیل : باشه
* پرش زمانی *
* تو بازار بودیم و کالیکس همینطوری داشت یه کتاب میخوند *
رزت : هی کالیکس
کالیکس : چته
* هممم اینم مثل کیان بهم میگه چته *
رزت : چی میخونی از وقتی که اومدیم این کتابو نمیذاری کنار
کالیکس : همممم به تو چه
رزت : بی ادب
کامیلان : رزت
رزت : هم؟
کامیلان : بیا اینو بگیر
رزت : هوم؟
کامیلان : این یه جور یخمکه
رزت : اوم باشه
* پرش زمانی *
* تو باغ داشتم با برادرام یه خورده کیک میخوردم که *
ابیل : هی رزت
رزت : هوم؟
ابیل : میشه بپرسم اون دستبند چیه اصلا درش نمیاری
* وایی... اگه بفهمن شمشیرمه حتما ازم میگیرن.. *
رزت : اممممم ولش کن مهم نیست
کالیکس : حتما یه چیز مهمه که اینطور میگی
رزت : اممم نه چیزی نیست
* همینطور داشتن سوال میکردن منم پاشدم دویدم *
ابیل : هی صبر کن
* حالا چیکار کنمممم .....کیان چرا رفتیییی*
* یهو رنگش تغیر کرد *
رزت : عه! بهم گفته بود رنگش عوض میشه ولی تاحالا ندیدم
* در حال فکر کردن بودم که *
ابیل : هی رزت
رزت : بله؟
ابیل : میخوای بریم بیرون؟
رزت : اوم بقیه هم میان؟
ابیل :آره ولی بابا خوابه
رزت : باشه بذار موهامو خشک کنم میام
ابیل : باشه
* پرش زمانی *
* تو بازار بودیم و کالیکس همینطوری داشت یه کتاب میخوند *
رزت : هی کالیکس
کالیکس : چته
* هممم اینم مثل کیان بهم میگه چته *
رزت : چی میخونی از وقتی که اومدیم این کتابو نمیذاری کنار
کالیکس : همممم به تو چه
رزت : بی ادب
کامیلان : رزت
رزت : هم؟
کامیلان : بیا اینو بگیر
رزت : هوم؟
کامیلان : این یه جور یخمکه
رزت : اوم باشه
* پرش زمانی *
* تو باغ داشتم با برادرام یه خورده کیک میخوردم که *
ابیل : هی رزت
رزت : هوم؟
ابیل : میشه بپرسم اون دستبند چیه اصلا درش نمیاری
* وایی... اگه بفهمن شمشیرمه حتما ازم میگیرن.. *
رزت : اممممم ولش کن مهم نیست
کالیکس : حتما یه چیز مهمه که اینطور میگی
رزت : اممم نه چیزی نیست
* همینطور داشتن سوال میکردن منم پاشدم دویدم *
ابیل : هی صبر کن
* حالا چیکار کنمممم .....کیان چرا رفتیییی*
- ۶۲
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط