{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق زیبای من

#عشق زیبای من
Part5

کلاس بعد از دو ساعت تموم شد و ات از اونجا نرفت و پیش جونگ کوک موند

کوک:خوب خانم ات باید تمرینات امروز رو باهم دیگه تکرار کنیم

ات:چشم استاد

کوک اهنگ رو پلی کرد و ات شروع کرد به تمرین کردن ات یه تیکشو اشتباه رفت

کوک:ات این درس نیس باید این طوری بری

جونگ کوک پشت ات وایساد و دستاشو توی دست ات گرفته بود و هی کمر ات رو میگرفت و بخاطر رقص خیلی به ات چسپیده بود ات یکمی از جونگ کوک فاصله گرفت

کوک:اینجا خجالتتو بزار کنار باید خوب یاد بگیری

جونگ کوک دوباره به ات چسپید و رقصو ادامه داد و دستشو روی پای ات میکشید

ات:نمیدونم چرا وقتی این کارو کرد یه حس عجیبی پیدا کردم(توی ذهنش)

ات به سمت جونگ کوک برگشت و یه بوسه ای روی گونش کاشت و خواست فرار کنه ولی جونگ کوک نذاشت و دستشو گرفت و کشوندش سمت خودش و ل.ب.شو روی ل.با.ی ات گذاشت و با این بوسه جرقه عشق بین جونگ کوک و ات افتاد بعد از چند مین از هم فاصله گرفتن و تا چند دقیقه به چشمای هم نگاه میکردن کوک یه لبخند ریزی ب ات کرد و ات از اونجا رفت


ویو ات
توی راه بودم داشتم به اون اتفاق فک میکردم وای خدای من چیکار کردم....
دیدگاه ها (۱)

# عشق زیبای منPart6ویو اتتوی راه بودم داشتم به اون اتفاقات ف...

# عشق زیبای منPart7ات و جونگ کوک داخل رفتن و ات چندتا لیوان ...

#عشق زیبای منPart2ا/ت داشت به سمت خونه میرفت که یهو یه ماشین...

عشق زیبای من

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

part25 عشق پنهان《ویوی ات》رفتم نشستم سر میز چند دقیقه بعد جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط