{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هیچکس را آنسوی دیوارها نداشته باشم شاید..

من هیچکس را آنسوی دیوارها نداشته باشم شاید..
اما
در این غروب کسالت بار
هیچ چیز به اندازه ی تلفنی از زندان 
مرا خوشحال نمی کند
و مردی که اعتراف کند
گاهی به جای"آزادی"
به من می اندیشد...

رویا شاه حسین زاده
دیدگاه ها (۶)

اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم .....!!حالا ..........به...

‌ مراقب آدمهای "آرام" زندگیتان باشید،آنهایی که "گوش" میدهند،...

چهل روز دیگر امروز پارسال میشود...کمی ساده,اندکی خنده دار و ...

اینقدر چیزهایی را که میدانم، برایم دوره نکنبدبختی هایم را تک...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

پروانه جان

𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 ²⁰¹⁵..هنگامی که عزیزی را از دست می‌دهم تا مدت ها در س...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط