اگر چه مادر تو دختر پیمبر نیست

اگر چه مادر تو، دختر پیمبر نیست
کسی حسینِ علی را چنین برادر نیست

حسین، پیش تو انگار در کنار علی ست
کسی چنان که تو، هرگز شبیه حیدر نیست

زلال علقمه، در حسرت تو می‌سوزد
کنار آبی و لب‌های تفته ‌ات، تر نیست

به زیر سایه ‌ی دست تو می‌نشست، حسین
چه سایه‌ ای و چه دستی! شگفت‌آور نیست؟

حدیث غیرتت آری شگفت‌آور بود
که گفته ‌است که دست تو، آب‌آور نیست؟

شکست، بعد تو پشت حسین فاطمه، آه!
حسین مانده و مقتل، علی اکبر نیست

حسین مانده و قنداقه‌ ی علی اصغر
حسین مانده و شش ماهه ‌ای که دیگر نیست

نمانده است به دست حسین از گل‌ها
گلی پس از تو، دریغا! گلی که پرپر نیست

هزار سال از آن ظهر داغ می‌گذرد
هنوز روضه‌ی جانبازیَت، مکرّر نیست

قسم به مادرت امّ‌ البنین! امامی تو
اگر چه مادر تو، دختر پیمبر نیست



مرتضی امیری
دیدگاه ها (۱۱)

صبر کن آیه قسم جور کنم تا نروییا در و پنجره را کور کنم تا نر...

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟ خودت را اینهمه دلتنـ...

به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتمبه دل امید درمان داشتم ...

تو را دلواپسم عشقمهمین دلواپسی زیباستهمین شوریدگیشب زنده دار...

بسم الله الرحمن الرحیماللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم...

"باسمه تعالی "#صلی_الله_علیک_یااباعبداللهاَلسَّلامُ عَلَیْکَ...

🕊🥀😭💔ای بانی اشک و روضه های سقاای فاطمه ی دوّم بیت مولااز دام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط