{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم

ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم
ما به حرف زشت در گفتار، عادت کرده ایم
این مکان مردها و آن مکان بانوان
ما به حایل بودن دیوار، عادت کرده ایم
می گذاریم آخر هر جمله « بی معنی »، چرا؟
چون به صحبت های معنادار، عادت کرده ایم
خط قرمز روی شعر و روی شاعر می کشیم
ما به بی انصافیِ خودکار، عادت کرده ایم
« شینِ » خود را می کشد تا این که گردد با کلاس
ما به این لحن و به این اطوار، عادت کرده ایم
بی سوادی، فقر فرهنگی، همه شد ریشه کن!
ما به نشر کاذب آمار، عادت کرده ایم
ما به صحبت کردن « دارا » توجه می کنیم
چون به آه و ناله ی « نادار »، عادت کرده ایم
در خبرها آمده من شاعر برتر شدم!
ما به خالی بندیِ اخبار، عادت کرده ایم!
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏باران از صبح شروع شده بود و ان...

پارت ۱ ویو ا.تساعت از دوازده شب گذشته بود سکوت خسته کننده ای...

🖤 مافیای منقسمت چهارم | ماشین مشکیات روی صندلی نشست و کمربند...

🫁🫀🤞🏾بخش اول: شطرنج بدون مهرهچند هفته از ناپدید شدن بی‌سروصدا...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط