{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞
PART¹⁸

(آرا+)(جانگ هوسوک–)(مدیر دانشگاه٪)(استادی که آرا سر کلاسش بود ¢)
¢هی برگرد!کجا میری؟خانم پارک!
آرا نمیتونست برگرده سریع خودش رو به دستشویی رسوند و زانو زد و به دلیل حالت تهوع صبحگاهی که سراغش اومده بود ا.ستفر.اغ می‌کنه همکلاسی هاش و استادش در دستشویی نگاهش میکردن هوسوک که سونوو از حال آرا بهش گفته بود سریع به دستشویی میاد و همه رو کنار میزنه و می‌ره پیش آرا.
–هی حالت خوبه؟
+هوسوک،حالم بده!
–هیش،میخوای ببرمت پیش دکتر؟
+نه نیازی نیست
هوسوک اهمیتی نداد و آرا رو بغل کرد و به سمت درمونگاه دانشگاه برد با اینکه میدونست نمیتونن کاری براش بکنه. همون لحظه از دفتر مدیر دانشکده هوسوک رو صدا میزنن،هوسوک به پرستار میگه مواظب آرا باشه و می‌ره.
٪آقای جانگ!
–بله جناب مدیر؟
٪چرا انقدر به خانم پارک اهمیت میدید و از کلاس خودتون زدید تا ایشون رو به درمانگاه برسونید؟
–ایشون نامزدمه...
٪اوه جدی؟اما روابط بین استاد و دانشجو ممنوعه!
–من قبل از اینکه استاد بشم با ایشون آشنا شده بودم و الان بارداره و این ماه قرارها ازدواج کنیم!
٪اوه امیدوارم!
آرا با حال بیمارگونه اش وارد دفتر مدیر میشه
+شما هرچقدر خواستید از پدرم پول دریافت کردید و اینکه الان میخواید پدر بچم رو اخراج کنید؟میدونید که پدر من می‌تونه شما رو برکنار کنه.
٪اوه خانم پارک من همچین قصدی نداشتم،حالتون خوبه؟
+بله حالا اگر بگذارید آقای جانگ با من میاد.
«پرش زمانی به بعد از دانشگاه»
هوسوک آرا رو رسوند بیمارستان پیش تهیونگ و از تهیونگ خواست آرا رو معاینه کنه.
/فقط یه حالت تهوع صبحگاهی معمولی بوده که هر زنی توی بارداری تجربه می‌کنه!
–اوه خیالم راحت شد.
/حالا قراره بچه رو نگه دارید یا نه؟
–+البته ما حتی قصد ازدواجم داریم...
/چی چطور به من نگفتید؟من قراره سینگل به گور بمونم؟
–اوه نه رفیق مطمئنم تو هم نیمه گمشده ات رو پیدا می‌کنی!
+اوه فراموش کردم بگم،تهیونگ شی دوستم رو یادته که با من اومده بود اینجا؟از تو خوشش اومده اگر بخوای میتونم برات یه قرار جور کنم!
/جدی؟برام جورش کن...نه نه شمارش رو بده به خودم،خودم قرار رو جور میکنم!
آرا گوشی تهیونگ رو میگیره و شماره ناری رو برای تهیونگ ذخیره می‌کنه
/ممنون!
–تهیونگ کی میتونیم بیایم برای تعیین جنسیت بچمون؟
/اومممم از اونجایی که بچه رشد سریعی داشته فکر کنم دو هفته دیگه قابل تشخیص باشه
–اوه ممنون
«پرش زمانی هفته بعد»
«ویو آرا»
بلاخره بعد از کلی صحبت پدرم و هوسوک قرار شد هفته آینده یکشنبه مراسم عروسی برگزار بشه و الان داریم میریم خرید یه دوش 10 مینی گرفتم و بعد از اون موهام رو خشک کردم و دم اسبی بستم و یه میکاپ لایت انجام دادم و یه استایل ساده زدم(عکسش رو استوری میزارم) و با هوسوک و خانواده ام به سمت فروشگاه رفتیم.

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۲)

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART²...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط