{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلت از سن و سالت میگیرد

گاهی دلت از سن و سالت میگیرد
میخواهی کودک باشی
کودکی که به هر بهانه ای
به آغوش غمخواری پناه میبرد
و آسوده اشک میریزد
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی
دیدگاه ها (۱)

خداروشکر بعد از این همه سال زندگی بالاخره ی چیزی شدم فراموش....

توهم میتونی خط باشی، هم میتونی دایره باشی تصمیم بگیر یا دائم...

غمگینم!!! همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتادکه بامع...

میخندم... دیگر تب ندارم... داغ هم نیستم... دیگر به یاد تو هم...

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

گاهی در شلوغیِ روزها، سایه‌ی کودکی‌مان بی‌صدا کنارمان راه می...

𓍢ִ໋🌿͙֒بزرگ‌تر اگر بلد نباشه بزرگ‌تری کنه،کوچک‌ترها یا با هم ...

تلنگر 👇👇👇👇،جنگی که گلوله ندارد اما ذهن‌ها را تسخیر می‌کندامر...

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط