{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهمین دست ، به دستان تو عادت کردم

باهمین دست ، به دستان تو عادت کردم
این گناه ست ولی جان تو عادت کردم

جا برای من گنجشک زیادست ولی
به درختان خیابان تو عادت کردم

سالها سخت تر از باور من خط خوردند
تابه نه گفتن آسان تو عادت کردم

گرچه گلدان من از خشک شدن می ترسد
به ته خالی لیوان تو عادت کردم

دستم اندازه یک لمس بهاری سبز است
بس که بی پرده به دستان تو عادت کردم

مانده ام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت کردم

"روزبه بمانی"




رو به تو سجده می کنم ، دری به کعبه باز نیست
بس که طواف کردمت ، مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف نظر کنم ، نماز من نماز نیست
مرا به بند میکشی ، از این رهاترم کنی

زخم نمیزنی به من ، که مبتلاترم کنی
از همه توبه میکنم ، بلکه تو باورم کنی

قلب من از صدای تو ، چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

عذاب میکشم ولی ، عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست ...
دیدگاه ها (۲)

آینده را پرنده رقم میزند نه ترس، این حرف یک مترسک دل تنگ ایل...

جاری شدی و بعد تو جریان گرفت رودشرمنده کرد اشک تو آب زلال را...

تنها به یک دلیل خودم را نمی کُشم / اما همان دلیل خودش می کُش...

ب هر که می نگرم همچو غنچه دلتنگ است مگر نسیم درین گلستان نمی...

پارت ۵

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو رزا برگشتم خونه و با سیلی به من خوش...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا بندگان مسلمان و مؤ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:13پرش زمانی اتاق ج...

★彡   Part 10 彡★ توی راه، هیچ حرفی رد و بدل نشد. دوست داشتم ی...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

💠 نماز توبه هر یکشنبه 🕌🔹علامه حسن زاده آملی رحمه الله تعالی ...

💠 نماز توبه هر یکشنبه 🕌🔹علامه حسن زاده آملی رحمه الله تعالی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط