توي اسانسور واستاده بودم يه پسري هم سوار شد.
توي اسانسور واستاده بودم يه پسري هم سوار شد.
اول ساكت بود بعد گفت:چطوري؟
گفتم:الحمد الله
يه نگاهي به من كرد و هندزفريشو جا بجا كرد
معلوم شد داره با تلفن حرف ميزنه!
هيچي ديگه منم تسبيحمو از توجيبم در اوردم ادامه دادم
الحمد الله الحمد الله الحمد الله
اول ساكت بود بعد گفت:چطوري؟
گفتم:الحمد الله
يه نگاهي به من كرد و هندزفريشو جا بجا كرد
معلوم شد داره با تلفن حرف ميزنه!
هيچي ديگه منم تسبيحمو از توجيبم در اوردم ادامه دادم
الحمد الله الحمد الله الحمد الله
- ۵۰۵
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط