{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیده بودم

خواب دیده بودم


انگشت کوچکت را روی لب بریده ام میگذری


و به عقربهای روی لب هایم اعتماد میکنی


اعتماد میکنی ...


به عقربهای روی لب هایم اعتماد م میکنی؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

زنده باد چیزی مرده تر از مرگ.

هی ...تو آتشم بزن تا جر بخورد هفت آسمان بالای سرم... ب...

موشی بودم در شکم ورم کرده ی ماری مادرم مرا پشه زایید عاش...

این روزها مثل عقربی هستم که خودش را نیش زده ولی هنوز نمرده.....

پارت سی و هشتم

تصور کن یه رایحه تازه که هر لحظه لب‌های تو رو نرم و لطیف می‌...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

My nurse

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part لبخندی زدم... جای...

رمان تهیونگ

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط