part
part.54.
جونگ کوک دستشو گذاشت روی کمرم و به خودش چسبوند منم دستامو دور گردنش انداختم و بوسیدمش و از لبام یه مک شیرین گرفت ازم سورتشو جرا کرد و اشکمو پاک کرد
_ .. مرسی که قبول کردی..
بغلم کرد
(انگشتر گذاشتم)
از هم جدا شدیم
جیهوپ..خبه بسه مرغای عاشق..
تهیونگ..جونگ کوک شی تا همین جاش با ما بود مبارکه..
همه رفتن بیرون
_..سوپرایز شدی..
+..از کی تا حالا از این کارا می کنی..
_..از وقتی که عاشق شدم..
+.. با بقیه هماهنگ کردی..
_..اوهوم..
خودمو پرت کردن روی تخت آهی کشیدم
+..هنز نمی تونم حذم کنم..
بهم نگاه می کرد
_ .. فقط تو نیستی منم هستم ..
+..تو چیو حذم نکردی..
_..قبول کردند..
+..چرا باید رد کنم خوشگل مهربون جذاب باهوش پولدار کیوت که هستی..
_..الان ازم تعریف کردی..
نشست کنارم
+..اوهوم بغلم کن الان ذوق دارم..
دراز کشید کنارم و منو تو بغلش گرفت
_..من میخوام ببوسمت..
سرمو از روی سینش برداشم
_.. چجوری میتونی انقدر خوشمل باشی از الان به بعد مال منی..
+..توهم مال منی ..
و سرشو اورد تو صورتم و بوسیدم
یکم گذشت ولم کرد
+..خوابم مییاد..
_..بخواب..
و به خواب رفتیم
(صبح)
چشامو که باز کردم کنارخ خواب بود اروم اومدم بیرون از اتاق که سه هو رو دیدم که بیداره و اومده تو آشپزخونه
+..چی شده زود پاشدی..
سه هو..گوشنمه..
+..اوهوم وقتی شب شام نخورین همین میشه..
برگشتم پشت سرم نامجون بود ترسیدم
نامی..اوه ببخشید باید میگفتم اومدم..
+..اوم اها اشکال نداره شما هم گشنتونه..
نامی.. اره..
جیهوپ که اومد تو. اشپز خونه
گفت..مشکل از چشاتونه ما براتون غذا گذاشتیم دم در اتاقتون.. تهیونگ اومد تو
گفت..یه چیزی فکرمو مشغول کرده میشه بپرسم جی یون شی..
+..اوهوم چیه..
گفت..تو و جونگ کوک چرا وقتی ما و سه جو بودیم در باز کردین ولی برای نامجون نکردین..
اومد نزدیکم خیلی نزدیک شد که یکی با داد
_..تهیونگ فاصلتو حفظ کن..
تهیونگ که گرخید ازم دوری شد
جونگ کوک دستشو گذاشت روی کمرم و به خودش چسبوند منم دستامو دور گردنش انداختم و بوسیدمش و از لبام یه مک شیرین گرفت ازم سورتشو جرا کرد و اشکمو پاک کرد
_ .. مرسی که قبول کردی..
بغلم کرد
(انگشتر گذاشتم)
از هم جدا شدیم
جیهوپ..خبه بسه مرغای عاشق..
تهیونگ..جونگ کوک شی تا همین جاش با ما بود مبارکه..
همه رفتن بیرون
_..سوپرایز شدی..
+..از کی تا حالا از این کارا می کنی..
_..از وقتی که عاشق شدم..
+.. با بقیه هماهنگ کردی..
_..اوهوم..
خودمو پرت کردن روی تخت آهی کشیدم
+..هنز نمی تونم حذم کنم..
بهم نگاه می کرد
_ .. فقط تو نیستی منم هستم ..
+..تو چیو حذم نکردی..
_..قبول کردند..
+..چرا باید رد کنم خوشگل مهربون جذاب باهوش پولدار کیوت که هستی..
_..الان ازم تعریف کردی..
نشست کنارم
+..اوهوم بغلم کن الان ذوق دارم..
دراز کشید کنارم و منو تو بغلش گرفت
_..من میخوام ببوسمت..
سرمو از روی سینش برداشم
_.. چجوری میتونی انقدر خوشمل باشی از الان به بعد مال منی..
+..توهم مال منی ..
و سرشو اورد تو صورتم و بوسیدم
یکم گذشت ولم کرد
+..خوابم مییاد..
_..بخواب..
و به خواب رفتیم
(صبح)
چشامو که باز کردم کنارخ خواب بود اروم اومدم بیرون از اتاق که سه هو رو دیدم که بیداره و اومده تو آشپزخونه
+..چی شده زود پاشدی..
سه هو..گوشنمه..
+..اوهوم وقتی شب شام نخورین همین میشه..
برگشتم پشت سرم نامجون بود ترسیدم
نامی..اوه ببخشید باید میگفتم اومدم..
+..اوم اها اشکال نداره شما هم گشنتونه..
نامی.. اره..
جیهوپ که اومد تو. اشپز خونه
گفت..مشکل از چشاتونه ما براتون غذا گذاشتیم دم در اتاقتون.. تهیونگ اومد تو
گفت..یه چیزی فکرمو مشغول کرده میشه بپرسم جی یون شی..
+..اوهوم چیه..
گفت..تو و جونگ کوک چرا وقتی ما و سه جو بودیم در باز کردین ولی برای نامجون نکردین..
اومد نزدیکم خیلی نزدیک شد که یکی با داد
_..تهیونگ فاصلتو حفظ کن..
تهیونگ که گرخید ازم دوری شد
- ۴.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط