{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.

مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.
دوســـتش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشـــه می
خواست من را عـــوض کند.
مرا وادار کرد سیگار را ترک کنم...
لباس بهتر بپــــوشم، قماربازی نکنم، در سهام ســــرمایه‌گذاری کنم و حتی...
مرا عادت داده که به موسیقی کلاسیک گوش کنم و لذت ببرم!
دوستــــش گفت: این ها که می‌گـــــویی که چیز بــــدی نیست!
مرد گفت: ولی حالا حس می‌کنم که دیگر این زن در شـــان من نیست!!!!
دیدگاه ها (۴)

دیوی : این اسبه ؟ جیگر ( با خوشحالی ) : به من گفت اســـب فام...

ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻣﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ ... ﺣﺎﻻ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺍ...

دو برادر قطعه ی زمینی از پدر به ارث بردند و ماه ها در مورد ن...

فيلم كوتاه: نگاه ها همه بر روي پرده سينما بود، فيلم شروع شد،...

رمان دخت من

#حکایت_قدیمی باغبانی که نمی‌توانست دزدان را بگیردچنین حکایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط