{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت40
7برادر ناتتی


اروم اروم به سمت اتاق رفتم و درو اروم

باز کردم و رفتم تو،خوشبختانه دیدم خوابه

اروم به سمت تخت رفتم و روش دراز شدم

☆اخه من اینجا خوابم

که با صداش ی جیغی کشیدم و هم زمان

ی پس گردنی هم براش کشیدم تا ادم بشه

☆اخ چرا میزنی گاو

♡اقا حالا طلبکارم میشین کی منو ترسوند؟همون الاغ رو زدم

☆از مادر نزاییده ک ....

♡بشین بشین شعر نگو بگیر بکپ

و رفتم زیر پتو و از خجالت اینکه بدنمو

دیده باشه سرخ و سفید شدم هووووف

(پایان پارت40)
دیدگاه ها (۰)

پارت417برادر ناتنی(پرش زمانی به چند روز بعد)ا.ت ویووقتی بیدا...

من قششش😂😂#سیگمایی_خودش_همجنسگراست #بی_تی_اس #نفر_بعدی_در_کا...

پارت397برادر ناتنیداشتم از خجالت اب میشدم مه یهو زود خزیدم ز...

پارت387برادر ناتنیوقتی رفتیم توی عمارت دیدم کسی نیس ینی این ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_302لبخندی زدو مشغول شد...

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۹ویو کوکچند روزه که ا.ت نیومده دانشگاه و ...

Part¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط