{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P3

P3
با گرفتن گوش استیو از سالن والیبال بیرون کشیدمش، تو کلاس انداختمش. به سمت سالن برگشتم. همین کارو با بیلی کردم. درو رستم و به سمتشون اومدم. استیو نگاهشو ازم دزدید ((بیلی هارگرو ازت معذرت میخواهم. )) بیلی هم دستشو جلو آورد. به هم دست دادن. جلو اومدم. و دستای استیو رو گرفتم. ((میتونی بری بیلی. )) در کلاسو کوبید. استیو رو پاهاش نشوندم و موهامو نوازش کرد. من لبامو رو لباش گذاشتم. اولین بوسه رو من شروع کردم. برعکس همه رابطه ها. لبامو بین لباش حس کردم و جازه دادم غرق هم بشیم... .
تو اتاق خوابم رو پاش نشسته بودم. کوکا رو سر کشیدم و بعد بطری اش رو به اون دادم. دستاشو دورم محکم تر کرد، بوسه ای رو گردنم گذاشت و به تلوزیون نگاه کردیم.

the end
دیدگاه ها (۰)

P1چراغ قوه رو روشن کردم((۵ شرور، قصه ای که توی همه کتابای کم...

ویل:((میدونی اولش واقعا اونطوری فکر میکردم.))مایک دستشو روی ...

«دو پارتی»وقتی قرار بود بهت رانندگی یاد بده و....✨🍮پارت اخر:...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط