{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بودنم را هیچ کس باور نداشت

بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچکس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم زیبا و قشنگ
آنکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
دیدگاه ها (۲)

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمندمعنی کور شدن را گره ها میفهم...

پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاستچراغ ساحل آسودگی ها در اف...

من همانم که در ایام حیاتبی شما صرف نکردم اوقاتتا مرا روح و ر...

خورشید جاودانه می درخشد بر مدار خویش ماییم که پا جای پای خود...

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐صبح روز بعدنور آفتاب از پنجره وارد اتاق ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

برده عمارت جئون

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵³و با ناباوری به شخ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط