{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا دستاشو مشت کرد....

دو تا دستاشو مشت کرد....
جلوم گرفت و گفت؛
اگه بگی گل کدومه میمونم؟؟
چه انتخاب سختی بود.....
ترس از دست دادنش تمام وجودم رو فرا گرفته بود!!
برای از دست ندادنش
محکم زدم پشت دست چپش
و گفتم؛ این گله..
دستشو باز کرد،گل بود..
اشکام جاری شد روی گونه هام!!
حواسش نبود،وقتی با دست راستش
اشکامو پاک کرد.....
فهمیدم تو دست راستش هم گل بود!!

آنکه تو را میخواهد!!
به هر بهانه ای می ماند....
دیدگاه ها (۷)

وقتی میگه،رژت پررنگه..وقتی شالتو میکشه جلو..وقتی میگه،یقت با...

لایق تو کسی نیست...جز آن کسی که؛تو را انتخاب میکند نه امتحان...

وقتی بمیرم....هیچ اتفاقی نخواهد افتاد!!نه جایی بخاطرم تعطیل ...

دوست اگر دوست باشد....هم خنده هایت را دوست داردهم گریه هایت ...

رمان نابودی پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط