{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:³⁶
چند روز گذشت هیونا سر کار بود داشت برای کنسرت آینده برنامه ریزی میکردن که جونگکوک و نامجون از اتاق پی‌دی‌نیم اومدن بیرون
نامجون: باید یکم صبور تر باشی
جونگکوک: اون اون اصلا گوش نمیده
نامجون: داره منطقی حرف میزنه
جونگکوک: نه اصلا گوش نمیده که بخواد موافقت کنه یا مخالفت
هیونا سمتشون رفت
هیونا: پسرا چی شده؟
نامجون: خب چیزی نیست بعدا میگم
یکی از همکاران اومد پیش هیونا
کارمند: خانوم پارک رئس صداتون زده
هیونا: اوه آره اومدم
هیونا به جونگکوک و نامجون نگاه کرد
هیونا: پسرا قراره برید کنسرت به اعضا هم بگید
نامجون: باشه ممنون
جونگکوک: چرا صدات زده
هیونا: نمی‌دونم الان میرم می‌فهمم
چند دقیقه بعد هیونا با اخم و اعصبانیت اومد بیرون
جونگکوک: چی شده؟
هیونا: اخراجم کرد
نامجون: چرا ؟
هیونا: چون فکر می‌کنه قراره کل کمپانی و بی تی اس رو به فنا بدم چون جونگکوک رو دوست دارم
جونگکوک نزدیکش شد و هیونا از بغلش رد شد
هیونا: نمیتونه همین طوری منو بندازه دور
هیونا با اعصبانیت رفت
نامجون: ولش کن یکم زمان نیاز داره
جونگکوک: نمی‌دونم کاش آیدل نبودم
سه روز بعد اعضا همه رفتن به دبی برای اجرا جای هیونا کنارشون خیلی خالی بود و همه دلشون میخواست هیونا دوباره برگرده قبل اجرا جونگکوک استرس داشت از اینکه اخیرا زیاد حواسش به کار نبوده پشیمون بود
نامجون: ۳ دقیقه دیگه میریم برای اجرا
جونگکوک: آره
نامجون با دیدن استرس جونگکوک گوشی اش رو برداشت و زنگ زد به هیونا
هیونا: بله؟
نامجون: سلام هیونا ۳ دقیقه مونده به اجرا جونگکوک خیلی استرس داره اخیرا باهاش حرف زدی ؟
هیونا: نه الان بهش زنگ میزنم نگران نباش
نامجون با لبخند قطع کرد و رفت پیش اعضا چند ثانیه بعد گوشی جونگکوک زنگ خورد بی حوصله به گوشی نگاه کرد و با دیدن این هیونا روی صفحه گوشیش لبخند زد
جونگکوک: هیونا
هیونا: سلام اومدم خبر بدم قراره کنسرت رو ببینم
جونگکوک: واقعاً؟
هیونا: آره می‌دونم قراره حسابی عالی باشید عاشق اون قسمتم که تو میخونی
جونگکوک: ممنون فکر کنم خوب باشه
هیونا: عالیه می‌دونم
جونگکوک: از وقتی رفتی اوضاعت چطوره؟
هیونا: یه کوچولو سخته ولی نگران نباش هر کاری که میتونم انجام میدم تا برگردم
جونگکوک: واقعا عالیه کل اعضا خیلی دلتنگت هستن وقتی نیستی انگار یه چیزی گم شده
هیونا: خوبه تمام تلاشم رو میکنم تا بیام پیشتون و اینکه از اونجایی که من و کل آرمی ها می‌دونیم قراره حسابی بدرخشی داره دیرتر میشه برو
جونگکوک: ممنون زنگ زدی خدافظ
هیونا: خداحافظ
جونگکوک با لبخند گوشی رو قطع کرد
⁦(⁠*⁠˘⁠︶⁠˘⁠*⁠)⁠.⁠。⁠*⁠♡⁩
بفرمایید ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۵)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁷جونگکوک با لبخند گوشی رو قطع کرد ا...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁸جیهوپ: چرا باییستت منم؟ هیونا: میخ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁵جونگکوک: بخواب کل شب بیداری بودیهی...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁴هیونا: بلند شو یکم فرنی آماده کردم...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁹هیونا: بوسان خیلی خوشگله جونگکوک: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط