پرده ی اشکم به پشت پنجره دیوار گشت
پرده ی اشکم به پشت پنجره دیوار گشت
پا به پای گریه ام غم بادلم هموار گشت
تا سراسیمه رسیدم بر لب یک جویبار
من گذار عمر خود دیدم دلم آوار گشت
روزگاری خواب بودم درپناه چشم تو
توکجا رفتی ،دلم ازهجرتوبیمارگشت
بعد ازاین من خسته وبیزاروهردم دربدر
بی خیال این جهانم،حال و روزم تارگشت
پا به پای گریه ام غم بادلم هموار گشت
تا سراسیمه رسیدم بر لب یک جویبار
من گذار عمر خود دیدم دلم آوار گشت
روزگاری خواب بودم درپناه چشم تو
توکجا رفتی ،دلم ازهجرتوبیمارگشت
بعد ازاین من خسته وبیزاروهردم دربدر
بی خیال این جهانم،حال و روزم تارگشت
- ۱.۲k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط