{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرده ی اشکم به پشت پنجره دیوار گشت

پرده ی اشکم به پشت پنجره دیوار گشت
پا به پای گریه ام غم بادلم هموار گشت
تا سراسیمه رسیدم بر لب یک جویبار
من گذار عمر خود دیدم دلم آوار گشت
روزگاری خواب بودم درپناه چشم تو
توکجا رفتی ،دلم ازهجرتوبیمارگشت
بعد ازاین من خسته وبیزاروهردم دربدر
بی خیال این جهانم،حال و روزم تارگشت
دیدگاه ها (۱۷)

فرزانه صیاد

من اگر از خواب و خیال تو رد شده بودم که کنون پای لنگ لغاتم د...

طبق معمول، بازم همون ژست همیشه، دستش و حائل کرده بود بین صور...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

همایون رحیمیان

سرمای دوری... میان این همه سرمای دوری دلم گرم تو دارد نفس ...

درخواستی جیمین موضوع : اسلاید دوم پارت اول 🌙 عنوان: اعتراف د...

سمیرا عرب شاعر زاهدانی

فردا روزمه میفهمی روزمه🤨کادو نمیدی حداقل یه تبریک بگو🤨😁😄🤣#رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط