{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◦•●◉✿ پارت سی و دوم ✿◉●•◦

◦•●◉✿ پارت سی و دوم ✿◉●•◦
مدرسه تموم شد، بچه ها رفتن خونه 🙃
بکی : آنیا، خدافظ.
آنیا : بای.
.....
آنیا رفت خونه و نمرشو به لوید و یور گفت.
لوید : بدک نیست 😤
یور : عالی آنیا سان، فردا اردو دارید ☺
آنیا : واقعااا؟
یور : بله 🥲
لوید : خیلی خب من میرم بخوابم صبح بیمارستان بودم.
یور : منم میرم ناهار رو بیارم، لوید غذا خورده.
....
یور و آنیا مشغول غذا خوردن بودن.
.....
زنگ در خورد...
یور : من باز میکنم.
آنیا : کیه 🧐
یور در رو باز کرد دید یه تا دوستاش پشت درن 😳
یور : سلام 🤗....
(اگه کسی اسم اون سه تا رو میدونه بگه)
دیدگاه ها (۱۳)

وای خیلی کیوتن 😍

سه نفری که من تو شیطان کش عاشقشونم 🥲🥹✨

◦•●◉✿ پارت سی و یکم✿◉●•◦صبح شد... آنیا رفت مدرسه، قرار بود ن...

◦•●◉✿ پارت بیست و هشتم ✿◉●•◦لوید : خب امروز که درس نداری، بی...

حسم به تو....(فصل²p19:یوری:(اها پس رو دخترش حساسه... هه میتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط