{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا نور پاشیده و من مست از بوی عطر چادرش.....

خدا نور پاشیده و من مست از بوی عطر چادرش.....
میدانم که اینجا عشق جاری است....همینجا....لابلای تارو پود فرش دستبافش......

#الی_آرت
دیدگاه ها (۳)

‏ما نسلی بودیم که با تهدید "تا سه میشمارم" چشم میزاشتیم ‏ولی...

مادربزرگ سلام...این روزها همه چیز فرق کردهدیگر کسی غذا را بر...

ماهی تنهای تنگم، کاش دست سرنوشتبرکه‌ای کوچک به من می‌داد، در...

جز یاد "تو" بر خاطر من نگذرد ای جانبا آن که به یک باره‌ام از...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

السلام علیک ایها الامام الرئوف #علی ابن موسی #الرضا علیه الس...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط