{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق وقتی از بستر منطق سرریز کند نامش جنون میشود ساح

عشق وقتی از بسترِ منطق سرریز کند، نامش «جنون» می‌شود؛ ساحتی غریب که در آن، عقل سلاح می‌اندازد و قلب، بی‌محابا فرمانروایی می‌کند.

در این اقلیم، دو روح چنان در هم ذوب می‌شوند که برایِ خاطرِ هم، از مرزهایِ محال عبور می‌کنند. آن‌ها دست به کارهایی می‌زنند که در ترازویِ هیچ عاقلی نمی‌گنجد؛ چرا که در مذهبِ مجنونان، تمامِ جهان فدایِ یک لبخندِ یار است و «ترس» واژه‌ای بی‌اعتبار.

این جنون، هم باشکوه است و هم هراس‌انگیز؛ آتشی که هم مسیر را روشن می‌کند و هم اگر بی‌پروا باشی، بال‌هایت را به خاکستر بدل می‌سازد. با این حال، چه رازی‌ست در این دیوانگی، که آدمی ویران شدن در این شعله‌یِ زیبا را به سلامتِ ملال‌آورِ عقل، ترجیح می‌دهد
دیدگاه ها (۹)

یادش بخیر؛ روزگاری که گوشی‌هایمان کوچک بود، اما حرف‌هایمان ب...

همه دوست دارند داستانِ دست‌های پینه‌بسته‌ی تو را بشنوند و بر...

گاه چنان هجومِ تلخی‌ها بی‌امان می‌شود که گویی جهان، تمامِ در...

زندگی، کاروانسرایی است پرآشوب، که هر کس در آن گامی می‌نهد تا...

متاسفانه بقیه اش جا نمیشد..p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط