{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت۳۷

متعجب و حیرت زده نگام کرد

-اسمش چیه؟

-رکسی

-بیا اینجا رکسی

بی‌توجه به اینکه لباس تنم نیست بغلش کردم که ارسلان از بغلم کشیدم بیرون و گفت

-نره

متعجب نگاش کردمو گفتم

-خب میدونم چرا گرفتیش بدش

-لختی

-خببب؟
دیدگاه ها (۰)

عاشق مغرور #پارت۳۵و به بوسی...دنش ادامه داد اینبار خش...نترک...

عاشق مغرور #پارت۳۳چون اونجا یه دیوار تماما شیشه ای بود که وی...

part 15 :ویو مایک :جنا پرید رو تخت و خوابش برد خیلی زود........

P1 بیو هانیخستم نگاه ساعت کردم دیدم 2 شبه وسایلم رو جمع کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط