{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
من به هرسازی زدی ، رقصیده ام ای روزگار
‌
منزل لیلی ز تو پرسیده ام ، ای روزگار

خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت

رنگ غم بر زندگی پاشیده ام ای روزگار

فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام

از غریب و آشنا رنجیده ام ، ای روزگار

از برای دیگران ، فصل بهاران میشوی

سهم من از تو خزان را دیده ام ، ای روزگار

میکنم دل خوش به هر چیزی ، حسودی میکنی

بین خود باشد ز تو ترسیده ام ای روزگار

کاش می گفتی ز آزارم چه حاصل میشود

از لبانم خنده را دزدیده ام ، ای روزگار

بس روا دانستی و کردی جفا در حق من

نام خود سنگ صبور نامیده ام ، ای روزگار

چرخ گردون با دلم نا مهربان باشد زیاد

ظاهرا آبادم اما از درون پوسیده ام ، ای روزگار ...
دیدگاه ها (۴)

که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار...دل به تو بستیم و آخر دل...

که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار...دل به تو بستیم و آخر دل...

ما که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر دل...

ماکه رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار؛دل به توبستیم وآخردل شک...

ما که رقصیدیم به هر سازی ای روزگارر

ماکه رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر، د...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط