My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:⁴³
وقت تمدید قرارداد با کمپانی بود و از اونجایی که کل کمپانی با رابطه جونگکوک و هیونا مختلف بودن کمپانی برای تمدید قرارداد مردد بود اعضا همه از دنس هیونا راضی بودن تصمیم گرفتن همه به پی دی نیم بگن که قرارداد رو تمدید کنن جونگکوک مشغول آهنگ جدید بود حتی وقت نمیکرد به هیونا زنگ بزنه برای آهنگ نیاز به پارتنر دنس داشت. کمپانی مردد بود هیونا یه روز رفت کمپانی که مینسو رو دید سمتش رفت
هیونا: سلام
مینسو: سلام از این طرافا؟
هیونا: کمپانی یکم تمدید قرارداد رو داره طول میده حالا تو آنجا چه کار میکنی؟
مینسو: ترفیع گرفتم
هیونا: جدی؟
مینسو: آره شدم سر پرست
هیونا: پس جای منو گرفتی
مینسو: حالا میفهمم چرا آنقدر سخت کار میکردی
هیونا: کمک لازم داشتی من هستم (خندید)
مینسو: پس کلی ازت کمک میخوام
هیونا: آره خوبه من گوش به زنگم
مینسو: ممنون
هیونا: من دیگه میرم کار داشتی زنگ بزن
مینسو: حتما
هیونا رفت و از اونجایی که جونگکوک داشت آهنگ جدید بیرون میداد کمپانی مجبور بود قرارداد هیونا رو قبول کنه هیونا سر بلند برگشت خونه داشت شام درست میکرد و حسابی برای تمدید قرارداد خوشحال بود که جونگکوک اومد هیونا سمتش رفت
هیونا: سلام
جونگکوک اومد و هیونا رو بغل کرد
هیونا: چی شده؟
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
هیونا لبخند زد و جونگکوک اونو محکم تر بغل کرد
جونگکوک: ببخشید اخیرا خیلی مشغول کار شده بودم
هیونا: فدای سرت میدونم نگران نباش ناراحت نیستم
جونگکوک بوسه ای روی سر هیونا زد
جونگکوک: اومدم پیش دوست دختر خوشگلم شام خوشمزه اش رو بخورم
هیونا با خنده سمت آشپزخونه رفت
هیونا: باشه ولی خرج داره باید میز رو تو بچینی
جونگکوک: قبوله
سر شام نشستن و مشغول خوردن شده بودم
هیونا: یه خبر برات دارم
جونگکوک: خوب یا بد؟
هیونا: نمیدونم
جونگکوک: چی هست
هیونا: پاتنر دنس آهنگ جدیدت منم
جونگکوک: واقعا ؟
هیونا: آره
جونگکوک به صندلی تکیه داد
جونگکوک: آرمی ها همین طوری هم دوستت دارن تصور کن به جایی برسه بتونم همه جا جار بزنم بگم پارک هیونا دوست دختر منههههههه
هیونا خندید
هیونا: آنقدر عجله نکن
جونگکوک: باشه باشه ولی دلم میخواد یه روز برسه کل جهان بدونن مال منی
هیونا دوباره سرخ شد و خجالت کشید بلند شد و مشغول جمع کردن میز شد جونگکوک بلند شد و سمتش رفت
جونگکوک: تا کی قراره خجالت بکشی؟
هیونا به چشم هایش نگاه نکرد و کارش رو ادامه داد
هیونا: خجالت نمیکشم
جونگکوک دستش رو دور کمر هیونا حلقه کرد و توی فاصله کم نگاهش کرد
جونگکوک: وقتی خجالت میکشی خیلی بامزه میشی
هیونا نگاهش کرد گونه های سرخ بود ولی نمیخواست کم بیاره
هیونا: خجالت نمیکشم
(ʘᴗʘ✿)
خدمت شما خوشگلا ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁴³
وقت تمدید قرارداد با کمپانی بود و از اونجایی که کل کمپانی با رابطه جونگکوک و هیونا مختلف بودن کمپانی برای تمدید قرارداد مردد بود اعضا همه از دنس هیونا راضی بودن تصمیم گرفتن همه به پی دی نیم بگن که قرارداد رو تمدید کنن جونگکوک مشغول آهنگ جدید بود حتی وقت نمیکرد به هیونا زنگ بزنه برای آهنگ نیاز به پارتنر دنس داشت. کمپانی مردد بود هیونا یه روز رفت کمپانی که مینسو رو دید سمتش رفت
هیونا: سلام
مینسو: سلام از این طرافا؟
هیونا: کمپانی یکم تمدید قرارداد رو داره طول میده حالا تو آنجا چه کار میکنی؟
مینسو: ترفیع گرفتم
هیونا: جدی؟
مینسو: آره شدم سر پرست
هیونا: پس جای منو گرفتی
مینسو: حالا میفهمم چرا آنقدر سخت کار میکردی
هیونا: کمک لازم داشتی من هستم (خندید)
مینسو: پس کلی ازت کمک میخوام
هیونا: آره خوبه من گوش به زنگم
مینسو: ممنون
هیونا: من دیگه میرم کار داشتی زنگ بزن
مینسو: حتما
هیونا رفت و از اونجایی که جونگکوک داشت آهنگ جدید بیرون میداد کمپانی مجبور بود قرارداد هیونا رو قبول کنه هیونا سر بلند برگشت خونه داشت شام درست میکرد و حسابی برای تمدید قرارداد خوشحال بود که جونگکوک اومد هیونا سمتش رفت
هیونا: سلام
جونگکوک اومد و هیونا رو بغل کرد
هیونا: چی شده؟
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
هیونا لبخند زد و جونگکوک اونو محکم تر بغل کرد
جونگکوک: ببخشید اخیرا خیلی مشغول کار شده بودم
هیونا: فدای سرت میدونم نگران نباش ناراحت نیستم
جونگکوک بوسه ای روی سر هیونا زد
جونگکوک: اومدم پیش دوست دختر خوشگلم شام خوشمزه اش رو بخورم
هیونا با خنده سمت آشپزخونه رفت
هیونا: باشه ولی خرج داره باید میز رو تو بچینی
جونگکوک: قبوله
سر شام نشستن و مشغول خوردن شده بودم
هیونا: یه خبر برات دارم
جونگکوک: خوب یا بد؟
هیونا: نمیدونم
جونگکوک: چی هست
هیونا: پاتنر دنس آهنگ جدیدت منم
جونگکوک: واقعا ؟
هیونا: آره
جونگکوک به صندلی تکیه داد
جونگکوک: آرمی ها همین طوری هم دوستت دارن تصور کن به جایی برسه بتونم همه جا جار بزنم بگم پارک هیونا دوست دختر منههههههه
هیونا خندید
هیونا: آنقدر عجله نکن
جونگکوک: باشه باشه ولی دلم میخواد یه روز برسه کل جهان بدونن مال منی
هیونا دوباره سرخ شد و خجالت کشید بلند شد و مشغول جمع کردن میز شد جونگکوک بلند شد و سمتش رفت
جونگکوک: تا کی قراره خجالت بکشی؟
هیونا به چشم هایش نگاه نکرد و کارش رو ادامه داد
هیونا: خجالت نمیکشم
جونگکوک دستش رو دور کمر هیونا حلقه کرد و توی فاصله کم نگاهش کرد
جونگکوک: وقتی خجالت میکشی خیلی بامزه میشی
هیونا نگاهش کرد گونه های سرخ بود ولی نمیخواست کم بیاره
هیونا: خجالت نمیکشم
(ʘᴗʘ✿)
خدمت شما خوشگلا ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۷.۱k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط