My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:⁴⁵
آرمی: به بار دیگه بخوای با ایدل های ما دنس بری میکشمت تو لیاقت نداری
آرمی: دنست افتضاحه برو بمیر آیدل های ما ارزششون بیشتره
اشک توی چشم های هیونا حلقه زد حتی تحدید به مرگ هم شده بود به خودش شک کرد توی ذهنش در سوال شده بود احساس کرد جونگکوک اومد هیونا سریع روی تخت دراز کشید و رفت زیر پتو
جونگکوک: میدونم خواب نیستی
جونگکوک سمت تخت رفت و هیونا هنوز تکون نخورد
جونگکوک: گریه کردی؟
هیونا زیر پتو سریع اشک هاش رو پاک کرد
هیونا: نه
هیونا بلند شد و روی تخت نشست به جونگکوک نگاه نکرد و روش رو کرد به دیوار
جونگکوک: به من نگاه کن
هیونا دوباره اشک توی چشم های جمع شد ولی لبخند زد و نگاه کوچیکی به جونگکوک انداخت
هیونا: من خوبم چیزی خوردی؟
جونگکوک: الان نگران خودت باش
جونگکوک کنارش نشست و بغلش کرد که بغض هیونا ترکید و شروع به گریه کرد
جونگکوک: گریه نکن قلبم درد میگیره
جونگکوک گوشی هیونا رو برداشت با دیدن کامنت ها اعصبانی شد گوشی رو کنار گذاشت و هیونا رو محکم تر بغل کرد
جونگکوک: آروم باش
جونگکوک با گریه هیونا قلبش فشرده میشد و درد میگرفت
هیونا: چرا؟ چرا من اجازه ندارم دوستت داشته باشم؟
جونگکوک بوسه ای روی سر هیونا گذاشت جوابی نداد
شب هیونا توی بغل جونگکوک خوابید جونگکوک خوابش نمیبرد مو های هیونا رو ناز میکرد و غرق فکر بود اشک های خشک شده روی گونه هیونا رو پاک کرد و بوسه ای روی گونه اش گذاشت
جونگکوک: درست میشه
از اینکه هیونا آنقدر داره اذیت میشه خیلی ناراحت بود قلبش درد میگرفت جونگکوک هیونا رو محکم تر بغل کرد و خوابید
جونگکوک و اعضا کنار هم جمع شده بودن برای آهنگ جدید نامجون به جونگکوک نگاه کرد
نامجون: هیونا چطوره؟
جونگکوک: ...
جیمین: جونگکوک مراقب هیونا باش
شوگا: هیونا چند وقته نمیاد ندیدمش حالش خوبه؟
جونگکوک: داره نابود میشه
نامجون: فقط کنارش باش
تهیونگ: خوب میدونم چه حالی داره کاش بتونیم کاری بکنیم
جین: جونگکوک هیونا باید قوی بمونه
جونگکوک: کل زندگیش قوی بوده کل عمرش تحمل کرده الآنم ترسیده نگرانه و نمیخواد کم بیاره
جیمین: دیدم تحدید به مرگ شده دارن زیاده روی میکنن
جیهوپ به جونگکوک نگاه کرد اعصبانی بود بلند شد
جیهوپ: نباید بزاریم این جوری نابودش بکنن اون برای ما همه کار کرده و الان به خاطر ما تحدید به مرگش کردن
جونگکوک: چه کار کنیم
جیهوپ: به فکری دارم
چند روز گذشت اعضا دونه دونه کلیپ هایی از هیونا توی فضای مجازی گذاشتن جیمین ویدیویی که برای برنامه In The soop بود مال وقتی بود که بخاطر رژیم حالش بد شده بود و هیونا هواش رو داشت
نامجون ویدیویی از وقتی گذاشت که اعضا سخت تمرین میکردن و هیونا براشون به غذای خوشمزه آورد
جیهوپ ویدیویی از وقتی که هیونا کمکش کرد اعضا برای کنسرت آماده بشن گذاشت
همین طور اعضا برای هیونا ویدیو میداشتن
چند روز بعد اعضا با جیمی مصاحبه داشتن
جیمی: از سوالی که فکر خیلی ها رو درگیر کرده میپرسم خانوم پاک هیونا چه رابطه ای با شما داره؟
(*・~・*)
خوشگلا متوجه شدم من وقتی مینویسم این کیبورد مسخره کلمات رو تغییر میده از اونجایی که من تند تند مینویسم و مرور نمیکنم توی داستانمون پر از علت املایی و کلمات عجیبه ببخشید حواسم رو جمع میکنم
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁴⁵
آرمی: به بار دیگه بخوای با ایدل های ما دنس بری میکشمت تو لیاقت نداری
آرمی: دنست افتضاحه برو بمیر آیدل های ما ارزششون بیشتره
اشک توی چشم های هیونا حلقه زد حتی تحدید به مرگ هم شده بود به خودش شک کرد توی ذهنش در سوال شده بود احساس کرد جونگکوک اومد هیونا سریع روی تخت دراز کشید و رفت زیر پتو
جونگکوک: میدونم خواب نیستی
جونگکوک سمت تخت رفت و هیونا هنوز تکون نخورد
جونگکوک: گریه کردی؟
هیونا زیر پتو سریع اشک هاش رو پاک کرد
هیونا: نه
هیونا بلند شد و روی تخت نشست به جونگکوک نگاه نکرد و روش رو کرد به دیوار
جونگکوک: به من نگاه کن
هیونا دوباره اشک توی چشم های جمع شد ولی لبخند زد و نگاه کوچیکی به جونگکوک انداخت
هیونا: من خوبم چیزی خوردی؟
جونگکوک: الان نگران خودت باش
جونگکوک کنارش نشست و بغلش کرد که بغض هیونا ترکید و شروع به گریه کرد
جونگکوک: گریه نکن قلبم درد میگیره
جونگکوک گوشی هیونا رو برداشت با دیدن کامنت ها اعصبانی شد گوشی رو کنار گذاشت و هیونا رو محکم تر بغل کرد
جونگکوک: آروم باش
جونگکوک با گریه هیونا قلبش فشرده میشد و درد میگرفت
هیونا: چرا؟ چرا من اجازه ندارم دوستت داشته باشم؟
جونگکوک بوسه ای روی سر هیونا گذاشت جوابی نداد
شب هیونا توی بغل جونگکوک خوابید جونگکوک خوابش نمیبرد مو های هیونا رو ناز میکرد و غرق فکر بود اشک های خشک شده روی گونه هیونا رو پاک کرد و بوسه ای روی گونه اش گذاشت
جونگکوک: درست میشه
از اینکه هیونا آنقدر داره اذیت میشه خیلی ناراحت بود قلبش درد میگرفت جونگکوک هیونا رو محکم تر بغل کرد و خوابید
جونگکوک و اعضا کنار هم جمع شده بودن برای آهنگ جدید نامجون به جونگکوک نگاه کرد
نامجون: هیونا چطوره؟
جونگکوک: ...
جیمین: جونگکوک مراقب هیونا باش
شوگا: هیونا چند وقته نمیاد ندیدمش حالش خوبه؟
جونگکوک: داره نابود میشه
نامجون: فقط کنارش باش
تهیونگ: خوب میدونم چه حالی داره کاش بتونیم کاری بکنیم
جین: جونگکوک هیونا باید قوی بمونه
جونگکوک: کل زندگیش قوی بوده کل عمرش تحمل کرده الآنم ترسیده نگرانه و نمیخواد کم بیاره
جیمین: دیدم تحدید به مرگ شده دارن زیاده روی میکنن
جیهوپ به جونگکوک نگاه کرد اعصبانی بود بلند شد
جیهوپ: نباید بزاریم این جوری نابودش بکنن اون برای ما همه کار کرده و الان به خاطر ما تحدید به مرگش کردن
جونگکوک: چه کار کنیم
جیهوپ: به فکری دارم
چند روز گذشت اعضا دونه دونه کلیپ هایی از هیونا توی فضای مجازی گذاشتن جیمین ویدیویی که برای برنامه In The soop بود مال وقتی بود که بخاطر رژیم حالش بد شده بود و هیونا هواش رو داشت
نامجون ویدیویی از وقتی گذاشت که اعضا سخت تمرین میکردن و هیونا براشون به غذای خوشمزه آورد
جیهوپ ویدیویی از وقتی که هیونا کمکش کرد اعضا برای کنسرت آماده بشن گذاشت
همین طور اعضا برای هیونا ویدیو میداشتن
چند روز بعد اعضا با جیمی مصاحبه داشتن
جیمی: از سوالی که فکر خیلی ها رو درگیر کرده میپرسم خانوم پاک هیونا چه رابطه ای با شما داره؟
(*・~・*)
خوشگلا متوجه شدم من وقتی مینویسم این کیبورد مسخره کلمات رو تغییر میده از اونجایی که من تند تند مینویسم و مرور نمیکنم توی داستانمون پر از علت املایی و کلمات عجیبه ببخشید حواسم رو جمع میکنم
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۵.۸k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط