My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:⁴⁴
هیونا نگاهش کرد گونه های سرخ بود ولی نمیخواست کم بیاره
هیونا: خجالت نمیکشم
جونگکوک یهو صورتش رو نزدیک کرد که هیونا رو ببوسه که توی فاصله کم متوقف شد و خواست واکنش هیونا رو بسنجه هیونا چشم هایش رو بسته بود یکی از چشم هایش رو باز کرد و به جونگکوک نگاه کرد جونگکوک خندید و هیونا هم خودش گرفته بود
هیونا: خیلی بد جنسی
هیونا با خنده خودش رو توی بغل جونگکوک فرو کرد و جونگکوک بغلش کرد
چند هفته گذشت و هیونا و جونگکوک حسابی دنس تمیرین کرده بودن روز اجرا هیونا خیلی استرس داشت اولین بار بود که قرار بود با جونگکوک روی صحنه باشه توی آینه به خودش نگاه کرد همه جیز عالی بود مو هاش مرتب و عالی بود لباس هاش عالی بود و انحنای بدنش رو خوب نشون میداد آرایشش هم به صورتش میومد جونگکوک اومد پیشش
جونگکوک: رنگ و روت پریده
هیونا: نه
جونگکوک دستش رو گرفت
هیونا: یکم استرس دارم
جونگکوک: یکم؟
هیونا: خب نمیدونم یعنی امشب قراره خیلی مهم باشه نمیخوام بد اجرا کنم
جونگکوک: آرمی ها دوستت دارن میخوام یه راز بهت بگم
هیونا: چیه
جونگکوک: خیلی از آرمی ها توی کل فضای مجازی ازت حمایت کردن و ۸۰٪ دلیل پی دی نیم همین محبوب بودنت بین آرمی هاست
هیونا: واقعا؟
جونگکوک بوسه ای روی پیشونی هیونا گذاشت
جونگکوک: جای نگرانی نیست تازه کلی خوشگل شدی اگر کسی ایراد بگیره قطعا عقلش رو از دست داده
هیونا خندید
جونگکوک: اخیش خندیدی
و بغلش کرد
چند دقیقه دیگه رفتم روی صحنه اولین بار بود که جونگکوک با یه دنسر دختر رفته بود روی صحنه همه آرمی ها فریاد های شادی میزدن جونگکوک به بهترین نحوه خوند و دنس رو هر دو بی نقص انجام دادن بعد از اجرا هردو حسابی قلبشون تند تند میزد از اونجایی که همه جا پر از دوربین بود جونگکوک نمیتونست بره پیش هیونا پس صبر کرد .
شب هیونا از حموم برگشت و بوی خوبی به مشامش خورد با کنجکاوی رفت سمت آشپزخونه و جونگکوک رو دید
جونگکوک: به به خانوم خوشگله من
هیونا: لازم نبود میدونم خسته ای
جونگکوک: نه مگه چند بار فرصت میشه با غذا های خوشمزه خودم خوشحالت کنم؟
هیونا: تو هر وقت غذا درست کنی من خوشحالم
اون شب جونگکوک و هیونا هر دو شام درست کردن و خوردن از اون اجرا آرمی ها به دو دسته تقسیم شده بودن آرمی هایی که هیونا و جونگکوک و شیپ میکردن و آرمی هایی که به هیونا هست میدادن بعد از یه مدت هیونا کلی عین میگرفت فضای مجازی هیونا که در از کلید های دنس و لباس های بی نظیر بود توی کامنت ها در شده بود از هیت
چند روز اخیر جونگکوک داشت کار میکرد و هیونا توی خونه مونده بود هیونا گوشی رو برداشت دوباره شروع به خواندن هیت ها کرد
آرمی: دنست اصلا خوب نیست خودت رو بکشی به پای جونگکوک نمیرسی
آرمی: خیلی احمقی با این اندام خیلی لاغر فکر کردی لیاقت موندن روی صحنه کنار آیدا های بی نظیرمون رو داری؟
آرمی: به خاطر تو دیگه از بی تی اس خوشم نمیاد
آرمی: خیلی پررو هستی با این قیافه جوگیر شدی با ایدل های ما میچرخی
آرمی: معلوم نیست از کجا اومدی اول یه مهمون توی برنامه ای بعد یه دنسر معلوم نیست بی تی اس داره آزمون قایم میکنه
آرمی: به بار دیگه بخوای با ایدل های ما دنس بری میکشمت تو لیاقت نداری
آرمی: دنست افتضاحه برو بمیر آیدل های ما ارزششون بیشتره
اشک توی چشم های هیونا حلقه زد
(• ▽ •;)
این پارت زیاد شد بریم برای پارت بعدی😊👍🏻😉
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁴⁴
هیونا نگاهش کرد گونه های سرخ بود ولی نمیخواست کم بیاره
هیونا: خجالت نمیکشم
جونگکوک یهو صورتش رو نزدیک کرد که هیونا رو ببوسه که توی فاصله کم متوقف شد و خواست واکنش هیونا رو بسنجه هیونا چشم هایش رو بسته بود یکی از چشم هایش رو باز کرد و به جونگکوک نگاه کرد جونگکوک خندید و هیونا هم خودش گرفته بود
هیونا: خیلی بد جنسی
هیونا با خنده خودش رو توی بغل جونگکوک فرو کرد و جونگکوک بغلش کرد
چند هفته گذشت و هیونا و جونگکوک حسابی دنس تمیرین کرده بودن روز اجرا هیونا خیلی استرس داشت اولین بار بود که قرار بود با جونگکوک روی صحنه باشه توی آینه به خودش نگاه کرد همه جیز عالی بود مو هاش مرتب و عالی بود لباس هاش عالی بود و انحنای بدنش رو خوب نشون میداد آرایشش هم به صورتش میومد جونگکوک اومد پیشش
جونگکوک: رنگ و روت پریده
هیونا: نه
جونگکوک دستش رو گرفت
هیونا: یکم استرس دارم
جونگکوک: یکم؟
هیونا: خب نمیدونم یعنی امشب قراره خیلی مهم باشه نمیخوام بد اجرا کنم
جونگکوک: آرمی ها دوستت دارن میخوام یه راز بهت بگم
هیونا: چیه
جونگکوک: خیلی از آرمی ها توی کل فضای مجازی ازت حمایت کردن و ۸۰٪ دلیل پی دی نیم همین محبوب بودنت بین آرمی هاست
هیونا: واقعا؟
جونگکوک بوسه ای روی پیشونی هیونا گذاشت
جونگکوک: جای نگرانی نیست تازه کلی خوشگل شدی اگر کسی ایراد بگیره قطعا عقلش رو از دست داده
هیونا خندید
جونگکوک: اخیش خندیدی
و بغلش کرد
چند دقیقه دیگه رفتم روی صحنه اولین بار بود که جونگکوک با یه دنسر دختر رفته بود روی صحنه همه آرمی ها فریاد های شادی میزدن جونگکوک به بهترین نحوه خوند و دنس رو هر دو بی نقص انجام دادن بعد از اجرا هردو حسابی قلبشون تند تند میزد از اونجایی که همه جا پر از دوربین بود جونگکوک نمیتونست بره پیش هیونا پس صبر کرد .
شب هیونا از حموم برگشت و بوی خوبی به مشامش خورد با کنجکاوی رفت سمت آشپزخونه و جونگکوک رو دید
جونگکوک: به به خانوم خوشگله من
هیونا: لازم نبود میدونم خسته ای
جونگکوک: نه مگه چند بار فرصت میشه با غذا های خوشمزه خودم خوشحالت کنم؟
هیونا: تو هر وقت غذا درست کنی من خوشحالم
اون شب جونگکوک و هیونا هر دو شام درست کردن و خوردن از اون اجرا آرمی ها به دو دسته تقسیم شده بودن آرمی هایی که هیونا و جونگکوک و شیپ میکردن و آرمی هایی که به هیونا هست میدادن بعد از یه مدت هیونا کلی عین میگرفت فضای مجازی هیونا که در از کلید های دنس و لباس های بی نظیر بود توی کامنت ها در شده بود از هیت
چند روز اخیر جونگکوک داشت کار میکرد و هیونا توی خونه مونده بود هیونا گوشی رو برداشت دوباره شروع به خواندن هیت ها کرد
آرمی: دنست اصلا خوب نیست خودت رو بکشی به پای جونگکوک نمیرسی
آرمی: خیلی احمقی با این اندام خیلی لاغر فکر کردی لیاقت موندن روی صحنه کنار آیدا های بی نظیرمون رو داری؟
آرمی: به خاطر تو دیگه از بی تی اس خوشم نمیاد
آرمی: خیلی پررو هستی با این قیافه جوگیر شدی با ایدل های ما میچرخی
آرمی: معلوم نیست از کجا اومدی اول یه مهمون توی برنامه ای بعد یه دنسر معلوم نیست بی تی اس داره آزمون قایم میکنه
آرمی: به بار دیگه بخوای با ایدل های ما دنس بری میکشمت تو لیاقت نداری
آرمی: دنست افتضاحه برو بمیر آیدل های ما ارزششون بیشتره
اشک توی چشم های هیونا حلقه زد
(• ▽ •;)
این پارت زیاد شد بریم برای پارت بعدی😊👍🏻😉
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۵.۵k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط