{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم...

پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم...
اگر نمی آیی پنجره ها را دیگر زجر ندهم...
چشمانم به جهنم...
دیدگاه ها (۲)

تنها دعا نمی کنم که بیایی چون همه می دانند که می آییدعا می ک...

«دلم دارد می‌میرد. تو نمی‌ایی. برف‌ها اب شده‌اند و هیچ‌کس نا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️روزیرها.بلک‌ها.برکشایرها.اما بین آنها، دخت...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

𝖕𝖆𝖗𝖙۷ساعت نه صبح بود که لیسا وارد دفتر جونگ کوک شد.اولین بار...

🔴ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط