{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Blue Butterfly

Blue Butterfly..
Julie and tehyung
Part 2

ویو نویسنده

همراه با کیفش به طبقه پایین رفت.
سره میز نشست و کیفش را روی زمین،کناره پایش قرار داد.
پدرش با دیدن تک دختر زیبایش لبخندی زد و گفت.

_: صبحت بخیر عروسک من.
لبخندی به زیبایی گل رز آبی زد و دستش را روی دست پدرش گذاشت.
جولی: پدر انقدر لوسم نکن..دوست داری بقیه دخترت رو به خاطر لوس بودنش مسخره کنن؟

مرد مسن لبخندش را بزرگتر کرد و گفت:
هیون سان: بزار مسخره کنن بعد بیا به من بگو.
و بعد دستی به مو های افشون دخترش کشید.

هیون سو: تو تاابد تک دختر کیم هیون سان میمونی.
جولی: پدر..معلومه که میمونم.

(سان مخفف اسم پدر جولی)
سان: حالا بدو صبحانتو بخور که دیرت شد.
.
.
.
_بعد صبحانه_

در ماشین پدرش روی صندلی شاگرد نشسته بود و به تهیونگ فکر می‌کرد..
چند روز دیگر تولدش بود دختر هیچ ایده ای درمورد هدیه گرفتن برای پسر نداشت.

مرد بی اطلاع شروع به صحبت کرد.
سان: تو فکری.
جولی برگشت و نگاهش را به پدرش داد.
جولی: نمیدونم برای تهیونگ چی بگیرم..برای تولدش!

سان کمی فکر کرد و گفت:
_خب من ماشین مورد علاقه‌اش رو خریدم که از طرف دوتامون بهش بدیم..ولی به نظرم پس‌فردا که تولد تهیونگه..تو فردا براش کیک بگیر و سوپرایزش کن..پس‌فردا هم که جشنه ماشین رو بهش میدیم.

دختر با خوشحالی پدرِ درحال رانندگی‌اش را در آغوش گرفت.
جولی: عاشقتم بابا.

مرد که هول شده بود کمی بلند گفت.
سان: جولییی..برو اونور الان تصادف میکنیم.
دختر با خنده سرجایش نشست.
جولی: باشه باشه..
.
.
.
ادامه دارد...
حمایت؟
دیدگاه ها (۰)

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 3ویو نویسنده بعد از پ...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 4ویو نویسندهتهیونگ از...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 1ویو نویسندهبا‌صدای ع...

Name: Blue Butterfly....................Gener: psychological...

سناریو هایتانی ریندو ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ماشین به سرعت ا...

(تو تا ابد متعلق به منی) Part 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط