Blue Butterfly
Blue Butterfly..
Julie and tehyung
Part 3
ویو نویسنده
بعد از پیاده شدن از ماشین برای پدرش دستی تکان داد و به سمت مدرسه قدم برداشت.
مدرسه در ناآرامی به سر میبرد و هر کسی در گوشه ای درحال حرف زدن با دیگری بود.
دختر متوجه شد اتفاقی افتاده اما تصمیم گرفت تا در کلاس از جونگ کوک،جیمین یا یونا بپرسد.
چون به طور معمول این سه باعث همه خراب کاری ها بودند.
وارد کلاس شد و اولین نفر تهیونگ را دید که با جیمین درحال صحبت است.
البته زیاد به صحبت نمیخورد.
بیشتر شبیه به دعوا بود..زیرا هردو درحالی اخم به صورت دارند به هم خیره شده و رگ های گردنشان در چشم هایش فرو میرفت.
جلو که رفت دو پسر متوجه حضور او شدند و با لبخند پشت همدیگر را گرفتند و به سمتش آمدند.
انگاری که نه همین چند لحظه پیش کم مانده بود هم را با نگاه بخورند.
تهیونگ از جیمین جدا شد و رو به دختر گفت:
ته:......
ادامه دارد....
Julie and tehyung
Part 3
ویو نویسنده
بعد از پیاده شدن از ماشین برای پدرش دستی تکان داد و به سمت مدرسه قدم برداشت.
مدرسه در ناآرامی به سر میبرد و هر کسی در گوشه ای درحال حرف زدن با دیگری بود.
دختر متوجه شد اتفاقی افتاده اما تصمیم گرفت تا در کلاس از جونگ کوک،جیمین یا یونا بپرسد.
چون به طور معمول این سه باعث همه خراب کاری ها بودند.
وارد کلاس شد و اولین نفر تهیونگ را دید که با جیمین درحال صحبت است.
البته زیاد به صحبت نمیخورد.
بیشتر شبیه به دعوا بود..زیرا هردو درحالی اخم به صورت دارند به هم خیره شده و رگ های گردنشان در چشم هایش فرو میرفت.
جلو که رفت دو پسر متوجه حضور او شدند و با لبخند پشت همدیگر را گرفتند و به سمتش آمدند.
انگاری که نه همین چند لحظه پیش کم مانده بود هم را با نگاه بخورند.
تهیونگ از جیمین جدا شد و رو به دختر گفت:
ته:......
ادامه دارد....
- ۳.۰k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط