{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا/ت بلند کردن بردن تو اتاق زیرشیروونی ا/ترفت رو تخت نشست

ا/ت بلند کردن بردن تو اتاق زیرشیروونی ا/ترفت رو تخت نشست و آجوما و لینا کنارش نشستن
*دخترن مگه نگفتم قوانینو رعایت کن چرا اینکارو با خودت میکنی
&آره این حالا چیزی نیسم ارباب بیشتر از اینا بلا سرت میاره
+هه اینا که چیزی نیست من بیشتر از اینا درد کشیدم جوری که.. بگذریم من عمرا به حرف های اون مرتیکه(😐عه) گوش بدم
&خود دانی
و آجوما و لینا از اتاق بیرون رفتن بعد از چند دقیقه یه خدمتکار اومد و گفت که کوک تو اتاق کارش منتطرمه و کارم داره منم با کلافگی به سمت اتاق کارش رفتم
تق تق
_بیا تو
+چی میخوای
_ای چه طرز حرفزدنه فکر کنم درست ادب نشدی
+نه متاسفانه(پوزخند)
_عههه عجب (خنده حرصی)
_باشه پس خودت خواستی
....
دیدگاه ها (۰)

_پس خودت خواستی_الکسسسس(داد) ~بله قربان_ا/ت رو ببر زیر زمین ...

ت یو ا/ت منو برد تو زیر زمین و به یک صندلی محکم بست بعد از چ...

سناریووقتی داری بهشون زل میزنینامجون: خجالت میکشه(خدااا) جین...

با آجوما حرف میزدم که کوک صدام کرد_ا/تتتتتتت(داد) منم سریع ر...

نام: قرارداد نفرتPart:58درحالی که همه خسته و کلافه بودن صدای...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟐جونگکوک:مامان ساعت چنده. مری نگاهی به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط