{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم/ از آن گرگی که می

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم/ از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم/ از آن جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم/ولی از اختلاف مغز و دل با ریش می ترسم/کلام آخر این شعر یک جمله و دیگر هیج/ که هم از نیش و میش و ریش و هم از خویش میترسم
دیدگاه ها (۲)

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم سفید...

مرد ها را جدی بگیرید. آنها تنها موجوداتی هستند که تنهاییشان ...

خلی سخته برای کسی که آتش گرفته است توضح بدهیکه نباید بدود………...

فراتر از خویش

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

رمان | آخرین زنگِ قبل از خداحافظی🏀⃢⋆ژانر: مدرسه‌ای | عاشقانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط