{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت:47

پارت:47
*با تهیونگ رفتیم سمت لباس عروس فروشی،چند تا لباس پوشیدم،بالاخره یکی رو انتخاب کردیم،بعد رفتیم تاج بخریم که سر تاج دعوامون شد*
ا/ت:من تاج کوتاه میخوام
تهیونگ:من میگم باید بلند بزاری
ا/ت:مگه سر توعه؟
تهیونگ:مگه تو باید تصمیم بگیری؟
ا/ت:من تاج بلند نمیزارم
3 دقیقه بعد
*تاج رو خریدن،داشتن قدم میزدن*
ا/ت:چقد خوب شد که تاج بلند خریدیم
تهیونگ:من بنظرم کوتاه بیشتر بهت میومد
*هعیییییی*
ویو شوگا
شوگا:بچه خسته شدم..
یجی:تو رو خدا برام بخر
شوگا:نمیخرم..تماااام
یجی:اخه چرا؟
شوگا:بچه تو لباس عروس میخوای چرا؟
یجی:خب عروسی مامانی نیست که،عروسی منه
شوگا:داماد کیه
یجی:پیشی
شوگا:همون گربه که برات خریدم؟*میخنده*
یجی:نه واقعا پیشیه
شوگا:کی با ی گربه ازدواج میکنه؟
یجی:خیلی هم خوش سلیقه ام
شوگا:حالا اون گربه کی هس؟
یجی:بغلم وایساده
شوگا:اینجا که گربه ای نیس
یجی:هس دقت کن
شوگا:من و میگی؟*جدی*
یجی:بله
شوگا:دعا کن نگیرمت
یجی:*فرار میکنه*
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

رمان:جنایت کارانپارت:8*بعد مهمونی*ویو ا/ت*سوار ماشین شدیم که...

#ناشناس

پارت ۴۶یجی:مامانی،بابایی،خاله بای بایا/ت،تهیونگ،یوری:بای بای...

رمان:جنایت کارانپارت:7*پرش زمانی به شب*مهمونی شروع شده بود،ه...

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

::forced love::Part 5::خدمتکار: اقای جئون قرار داشتن، رفتن ب...

پارت. ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط