{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۶

پارت ۴۶

یجی:مامانی،بابایی،خاله بای بای
ا/ت،تهیونگ،یوری:بای بای
(شوگا و یجی رفتن)
یوری:ا/ت منم میرم
ا/ت:باشه خدافس
یوری:بای بای
(یوری هم رف)
تهیونگ:خب برنامه ما چیه الان بیب؟
ا/ت:انقدر به من نگو بیب بدم میاد
تهیونگ:باید عادت کنی دهنت هم باید عادت کنه به من بگی ددی
ا/ت:نه ممنون
تهیونگ:نمیخوای که قبل ازدواج دوباره بکن*ت؟
ا/ت:.....(ترس)
تهیونگ:نمی‌خواستم بترسونمت....به هر حال بهتره بگی بهم ددی‌.....
ا/ت:....
تهیونگ:اماده شو باید بریم برای عروسی خرید کنیم
ا/ت:باشه.‌...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

پارت:47*با تهیونگ رفتیم سمت لباس عروس فروشی،چند تا لباس پوشی...

رمان:جنایت کارانپارت:8*بعد مهمونی*ویو ا/ت*سوار ماشین شدیم که...

رمان:جنایت کارانپارت:7*پرش زمانی به شب*مهمونی شروع شده بود،ه...

نمیدونم چرا کلی خندیدم😂😂😂عشق ابدی

part. 24

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط