چه کسی میداند...
چه کسی میداند...
که تو در پیله ی تنهایی خود ،تنهایی؟
چه کسی میداند...
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی
از صدای گذر آب چنان فهمیدم
تند تر از آب روان عمر گران می گذرد
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
آرزویم این است:
آنقدر سییییر بخندی که ندانی غم چیست
که تو در پیله ی تنهایی خود ،تنهایی؟
چه کسی میداند...
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی
از صدای گذر آب چنان فهمیدم
تند تر از آب روان عمر گران می گذرد
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
آرزویم این است:
آنقدر سییییر بخندی که ندانی غم چیست
- ۲.۹k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط