{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل 🗿👩🏻‍🦯

ادامه پارت قبل 🗿👩🏻‍🦯
رها- بله؟
فرشاد- سلام رها خانوم، یه ساعت دیگه می‌تونید بیاید کافه نزدیک شرکت؟
به ساعت نگاه کردم پنج بود.
رها- آره میام، فقط امیدوارم حرفاتون چرند نباشه!
فرشاد- خیالتون راحت چرند نیست، یک ساعت دیگه می‌بینمتون خدافظ.
اجازه حرفی بهم نداد و قطع کرد.
#عشق_پر_دردسر
و بله شروع کرم ریزی من 🗿🙌🏻
رها قراره همه چیزو بفهمه 🗿✨
دیدگاه ها (۰)

#part91#طاهابرای بار هزارم شماره رها رو گرفتم ولی جواب نداد،...

ادامه پارت قبل 🗿👩🏻‍🦯مکثی کرد و ادامه داد :طاها- رها من دوست ...

#part90#طاهاشکیب و مبین همزمان اومدن داخل اتاق و شکیب گفت :ش...

خداوکیلی یه سوال دارم🗿شما مدرسه ندارید آیا؟🗿که بیست و چهاری ...

پارت ۳ ویو یونگی:از خواب پاشدم ساعت ۷:۱۵ بود رفتم صبحونه بخو...

پارت۸پرورشگاهorphanageشماره شو گرفتم بعد از چند تا بوق جواب ...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط