اسم بازیگران زندگی
اسم : بازیگران زندگی
part11
(ویو ا.ت)
ا.ت : آره
جین : خب با ماشین من بریم؟
خانوم یون : باشه پسرم
همه به سمت ماشین رفتیم
جونگکوک : من با ماشین خودم میام ا.ت تو هم با من میایی
ا.ت : چرا؟نه خیرم من میخوام با خانوم یون باشم
جونگکوک : ا.ت فکر کنم جونت رو دوست داشته باشی
ا.ت : آها معلومه که جونمو دوست دارم بریم😅
(ویو نویسنده)
ا.ت دوید رفت سمت ماشین جونگکوک
جونگکوک هم پشت سر ا.ت حرکت کرد
ا.ت رفت سمت صندلی عقب میخواست در رو باز کنه و بشینه که
جونگکوک : مگه راننده شخصیتم؟
ا.ت : اوه ببخشید رئیس
در صندلی جلو رو باز کرد و کنار جونگکوک نشست
ا.ت : لطفا آروم برو چون من از سرعت میترسم
جونگکوک : خیلی خب حله
(ویو جونگکوک)
اذیت کردن تو رگمه.
چون ا.ت میترسید پام رو گذاشتم رو گاز و تاجایی که امکان داشت تند رفتم
ا.ت : جیغغغ*
ا.ت : جونگکوکککک لطففااااا آروم برووووو
جونگکوک : منو چی صدا کردی؟جونگکوک؟
ا.ت : نه ببخشید رئیس لطفا
(ویو نویسنده)
ترمز میگیره و یه گوشه پارک میکنه
در لحظه حساسی نزدیک صورت ا.ت میشه و زمزمه میکنه
جونگکوک : الان تو داخل ماشین منی و من هرکاری بخوام میتونم با تو و ماشینم انجام بدم.
ا.ت : هر... کا...کاری؟!
جونگکوک : هر کاری
ا.ت بلند داد زد
ا.ت : منحرف
جونگکوک : منظورم این نبود تو منحرفی که به همچین جیزی فکر میکنی
و با انگشت شست و اشارهش یدونه زد توی پیشونی ا.ت
جونگکوک : من منظورم این بود که بکشمت.
ا.ت یکم قرمز شد و سرش رو انداخت پایین ولی جونگکوک با دستش چونه اون رو گرفت و صورتش رو آورد بالا تا تو چشماش نگاه کنه
...
ادامه دارد🦋🕸
part11
(ویو ا.ت)
ا.ت : آره
جین : خب با ماشین من بریم؟
خانوم یون : باشه پسرم
همه به سمت ماشین رفتیم
جونگکوک : من با ماشین خودم میام ا.ت تو هم با من میایی
ا.ت : چرا؟نه خیرم من میخوام با خانوم یون باشم
جونگکوک : ا.ت فکر کنم جونت رو دوست داشته باشی
ا.ت : آها معلومه که جونمو دوست دارم بریم😅
(ویو نویسنده)
ا.ت دوید رفت سمت ماشین جونگکوک
جونگکوک هم پشت سر ا.ت حرکت کرد
ا.ت رفت سمت صندلی عقب میخواست در رو باز کنه و بشینه که
جونگکوک : مگه راننده شخصیتم؟
ا.ت : اوه ببخشید رئیس
در صندلی جلو رو باز کرد و کنار جونگکوک نشست
ا.ت : لطفا آروم برو چون من از سرعت میترسم
جونگکوک : خیلی خب حله
(ویو جونگکوک)
اذیت کردن تو رگمه.
چون ا.ت میترسید پام رو گذاشتم رو گاز و تاجایی که امکان داشت تند رفتم
ا.ت : جیغغغ*
ا.ت : جونگکوکککک لطففااااا آروم برووووو
جونگکوک : منو چی صدا کردی؟جونگکوک؟
ا.ت : نه ببخشید رئیس لطفا
(ویو نویسنده)
ترمز میگیره و یه گوشه پارک میکنه
در لحظه حساسی نزدیک صورت ا.ت میشه و زمزمه میکنه
جونگکوک : الان تو داخل ماشین منی و من هرکاری بخوام میتونم با تو و ماشینم انجام بدم.
ا.ت : هر... کا...کاری؟!
جونگکوک : هر کاری
ا.ت بلند داد زد
ا.ت : منحرف
جونگکوک : منظورم این نبود تو منحرفی که به همچین جیزی فکر میکنی
و با انگشت شست و اشارهش یدونه زد توی پیشونی ا.ت
جونگکوک : من منظورم این بود که بکشمت.
ا.ت یکم قرمز شد و سرش رو انداخت پایین ولی جونگکوک با دستش چونه اون رو گرفت و صورتش رو آورد بالا تا تو چشماش نگاه کنه
...
ادامه دارد🦋🕸
- ۴.۰k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط