{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینکه نویسنده ی روان پریش کجای داستان واقعی زندگیست هیچ ک

اینکه نویسنده ی روان پریش کجای داستان واقعی زندگیست هیچ کس نمیداند..
اما شنیده ام شب ها نردبان بلندی را از زیر زمین بیرون می آورد و شام‌ را با خدایش سرو میکند!
و رخت خوابش همان ابرهاییست که روزها دوست دارد رویشان‌ راه برود!
دیدگاه ها (۳)

من به دنیاے خیالاتےِ خود معتقدمـــ!!✌ من به تقدیر، به انسان،...

سفرهاے تنهایے همیشه بهترند...!!!❤ ❤ ↓↓↓↓کنارِ یک غریبه می‌‌ن...

سپید بانومیدانم آن همه ناز و کرشمه را از چه کسی به ارث برده ...

ببخش گاو جاندست بندازی در گلویت و هر چه از گذشته در وجودت ما...

The Boss Savage part17فقط اومدم تا بهت بگم فکر نزدیک شدن به ...

سناریو باکودکو

پارت ۱۷(خب دیگه خیلی خندیدیم میخوام بزنم داستانو از ریشه بپو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط