موضوع:اسلاید بعدی

موضوع:اسلاید بعدی
پارت:۳

متن نامه:
ا.ت هیچ کلمه ای برای جبران اون لحظه وجود نداره <متاسفم> مسخرست اون حرف ها اون کلمه ها...از خودم متنفرم اون زن اون آدم قبلی ... ربطی به منِ الان نداره تو تنها کسی هستی که من بهش اعتماد کردم و من با دستای خودم همه چیز رو نابود کردم من خونه نمیام، نمیام تو قول میدم تا وقتی نخوای به در هم نزدیک نمیشم فقط لطفا اینارو نگه دار به من فرصت بده اگه جوابی ندادی میفهمم و میرم برای همیشه از این شهر《جونگ کوک》
به گردنبند نگاه کردی بعد به در بیرون هوا حالا صاف بود اما سرما هنوز در استخون هات باقی مونده بود با خودت فکر میکردی آیا این پشیمونی واقعی بود یا نه؟ آیا میتونستی به کسی که تورو به حدی رسونده که از سایه ی خودش هم میترسی دوباره اعتماد کنی؟ گذشت زمان در اون آپارتمان با یک تعادل نا پایدار همراه بود تعادلی بین نزدیکی و فاصله که جونگ کوک با نهایت دقت حفظ میکرد توهم کم کم یاد گرفتی به جای ترسیدن نفس عمیق بکشی و به گردنبند ماهت که دور گردنته فکر کنی اون گردنبند یاد آوری زشتی گذشته و تعهد آینده بود.
یک بعد از ضهر در حالی که جونگ کوک مشغول تماشای تلویزیون بود کنارش نشستی این اولین باری بود که خودت پیش قدم شده بودی تا فاصله فیزیکی بینتون رو کم کنی اون خوشکش زد به آرومی دستشو گرفتی پوستش سرد بود اما وقتی دستت رو لمس کرد لرزش خفیفی در انگشتاش احساس کردی
ا.ت:جونگ کوک؟
جونگ کوک:هوم؟
صداش آروم تر از همیشه بود دستش رو آروم فشار دادی
ا.ت:


#سناریو#بی-تی-اس#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک#
دیدگاه ها (۰)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط