موضوعاسلاید بعدی

موضوع:اسلاید بعدی
پارت:آخر

ا.ت:من هنوز میترسم اینو انکار نمیکنم ممکنه مدت ها هم بترسم اون شب یک زخمه و زخم ها زمان میبرن تا خوب بشن .
کمی صبر کردی تا کلماتت رو کامل بسنجه به گونت اشاره کردی
ا.ت:اینجا خوب میشه اما تو باید قول بدی که دیگه اینکارو نکنی.
جونگ کوک آروم بهت نگاه کرد تو چشماش تمام اون هفته ها رنج و تلاش دیده می‌شد به آرومی دستش رو بالا آورد و با نوک انگشتاش آروم گونت رو لمس کرد پلک نزدی و عقب نکشیدی لبخند خیلی کوچیکی زد شاید اولین لبخند واقعی در چند هفته اخیر روی لب های جونگ کوک نشست این لبخند لرزان اما واقعی بود
جونگ کوک:قول میدم تا آخر عمرم تلاش میکنم که به خودم ثابت کنم لیاقتت رو دارم
دستت رو به سمت لباش بردی بوسه ای بسیار آرومی مثل نوازش یک پروانه روی انگشتات زد به آرومی سرت رو روی شونش گذاشتی قاصلتون کم شدو همو در آغوش گرفتین،هنوز راه زیادی رو در پیش داشتین سنگینی اون سیلی و کلمات کم کم جای خودشون رو به گرمای محتاطانه یک شروع دوباره دادن این پایان یک فصل دردناک و آغاز فصل جدیدی بود که در اون عشق با درک قوی‌تری از ضعف ها تعریف میشد
♡پایان♡

#سناریو#بی-تی-اس#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک#
دیدگاه ها (۰)

موضوع:اسلاید بعدی پارت:۳متن نامه:ا.ت هیچ کلمه ای برای جبران ...

موضوع:اسلاید بعدیپارت:۲صدای بسته شدن در اومد جونگ کوک رفته ب...

"سرنوشت "p,35..ساعت ۳ صبح .....با حس باد سردی چشمامو باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط