{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش عشقش چنان سوزنده است

آتش عشقش چنان سوزنده است

که نگاهش نتوان کرد، پریدن که محال

#مجیدندایی
دیدگاه ها (۳)

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می دریدوقتی ابد چشم تو را پیش از...

شبی که با تو سحر نیست، خیر در آن نیستدلی که منتظرت نیست اهل ...

من میروم ز کوی تو دل نمی رود این زورق شکسته ز ساحل نمی رود...

بهار کوچکی ام در دل خزان، اماخدا هوای دل ساده ی مرا دارد#معص...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

«وسواس مافیا»پارت ۷: انتخابی که هیچ‌کس آماده‌اش نبود سه ثانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط