{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو کلارا

ویو کلارا
از انبار در اومدم در عمارت و زدن بادیگارد درشو باز کرد که بیانکا سریع اومد سمتم و بغلم کرد
×دلم برات تنگ شده بود کلارا...
که تهیونگ اومد پیشمون از قبل بهش گفتم که بیانکا می‌دونه بردشم
+سلام کوچولو حالت چطوره؟
چشماش دوباره برق زد
×خ..خو...خوبم
+کلارا...
=بله
+قوانین و میدونی که
=اره میدونم
×یه سوال ارباب جونم
+من که ارباب تو نیستم کوچولو
×فقط ارباب کلارایی؟(ناراحت)
+ارباب کلارام نیستم.. دخترمه فقط راجبش سختگیرم.

×اهان...کلارا فصل دوم لوید عاشق و دیدی مونا بهش اعتراف کرد
=من که نمیتونم فیلم ببینم
×تنها چیزی که تو برده بودن بده همینه
=همه چیش بده
×فیلم خاک بر سری آوردم
=هورااا
+چیچی؟
=فیلم پورن
+امیدوارم آخرین بار باشه که همچین چیزی میبینی
بعد فیلم و پلی کرد که صحنه با بوسیدن زن و مرد شروع شد
عصر
ویو تهیونگ بیانکا رفته بود و کلارا هم تو انبار بود و فقط خودم بودم و آرامش مطلق برای اینکه مطمئن بشم کلارا از
دیدگاه ها (۲)

انبار در نمیاد و غر نمیزنه در و قفل کردم هوا خیلی سرد بود خی...

ویو تهیونگبرانکارد و آوردن و کلارا رو روش گذاشتن و بردن اتاق...

+گمشو تو انبار تا نگرفتم عین سگ نزدمت=نمیرم ولم کن از یه دخت...

دوستان این حرف شاید براتون اهمیت نداشته باشه ولی...من با یه ...

ای کاش مهم بودم ):پارت ۱۳یه پیام از فرد ناشناس بود پیام را ب...

ای کاش مهم بودم ):پارت ۱۱ جونگ کوک : می‌دونم کلارا ما باهات ...

part³................................«پرش زمانی»ویو جیهوپ:::...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط