freak~P3
ترکی روی سقف که برای ترک بودن زیادی صاف است. انگار...
نفسم در سینه حبس میشود.
بلند میشوم و خط آن ترک را روی سقف لمس میکنم. کمی فشارش میدهم و ناگهان،تکه ای مربعی از سقف باز میشود و حفره ای آشکار میگردد که در این ۲۰ سال زندگی ام در این خانه، تاکنون ندیده بودم. حفره به اندازه ای بزرگ است که دستم در آن جا شود. لحظه ای تردید میکنم و بعد دستم را درون حفره میبرم. انگشتانم دور یک جسم سخت مستطیلی حلقه میشوند و وقتی دستم را بیرون میآورم، احساس میکنم دنیا دور سرم میچرخد.
یک نوار دیویدی است.
نمیفهمم که چگونه از تخت پائین میآیم، به هال میروم و دیویدی را در دیویدی پلیر میگذارم. زانوهایم را بغل میکنم و منتظر میمانم.
+میرا، عزیزم...
هق هق خشکی از گلویم خارج میشود.
صدای پدرم است. همان صدای بم و آرامشبخش که شب ها برایم لالایی میخواند و هروقت دلگیر میشدم، مرا دلداری میداد.
پدر
+ میرا، عزیزم، قوی باش. تو دختر منی. من تورو طوری بزرگ کردم که بتونی خودت روی پای خودت بایستی. اما... حتی از همین الان هم دلم برات تنگ شده،با وجود اینکه دقیقا اتاق بغلی خوابیدی..(صدای پدر میشکند) اما میرا، من باید برم و مجبورم وظیفه ای ناتموم رو روی دوش تو بذارم....
***
ادامه دارد..
نفسم در سینه حبس میشود.
بلند میشوم و خط آن ترک را روی سقف لمس میکنم. کمی فشارش میدهم و ناگهان،تکه ای مربعی از سقف باز میشود و حفره ای آشکار میگردد که در این ۲۰ سال زندگی ام در این خانه، تاکنون ندیده بودم. حفره به اندازه ای بزرگ است که دستم در آن جا شود. لحظه ای تردید میکنم و بعد دستم را درون حفره میبرم. انگشتانم دور یک جسم سخت مستطیلی حلقه میشوند و وقتی دستم را بیرون میآورم، احساس میکنم دنیا دور سرم میچرخد.
یک نوار دیویدی است.
نمیفهمم که چگونه از تخت پائین میآیم، به هال میروم و دیویدی را در دیویدی پلیر میگذارم. زانوهایم را بغل میکنم و منتظر میمانم.
+میرا، عزیزم...
هق هق خشکی از گلویم خارج میشود.
صدای پدرم است. همان صدای بم و آرامشبخش که شب ها برایم لالایی میخواند و هروقت دلگیر میشدم، مرا دلداری میداد.
پدر
+ میرا، عزیزم، قوی باش. تو دختر منی. من تورو طوری بزرگ کردم که بتونی خودت روی پای خودت بایستی. اما... حتی از همین الان هم دلم برات تنگ شده،با وجود اینکه دقیقا اتاق بغلی خوابیدی..(صدای پدر میشکند) اما میرا، من باید برم و مجبورم وظیفه ای ناتموم رو روی دوش تو بذارم....
***
ادامه دارد..
- ۸۱۳
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط